✅ رمان کامل شده
دانلود رمان ملکه اسوانتی از ملیکا ملازاده نویسنده سایت نودهشتیا
📖 خلاصه و گزیدهای از رمان:

دانلود رمان ملکه اسوانتی از ملیکا ملازاده نویسنده سایت نودهشتیا
مشخصات دانلود رمان ملکه اسوانتی از نودهشتیا
نویسنده: ملیکا ملازاده
ژانر: عاشقانه
خلاصه دانلود رمان ملکه اسوانتی از سایت نودهشتیا:
من ترنج، یک مترجم ساده ایرانی. خیلی ساده و یکدفعه ای دل یک ولیعهد رو میبرم. دل یک ولیعهد که با همه ولیعهدهای دنیا فرق میکنه. یک شاهزاده سیاه پوست من رو به سرزمینی میبره که تا حالا اسمش هم نشنیدم و من رو وارث جهانی میکنه که تصورش هم نمیکردم…
نودهشتیا مطالعه این رمان ها را به شما پیشنهاد میکند:
رمان طلوعِ او |ستاره درخشان نیا کاربر انجمن نودهشتیا
رمان ستیز مرگ و خاموشی | هستیا (طاهره شاهباز) کاربر انجمن نودهشتیا
قسمتی از دانلود رمان ملکه اسوانتی از نودهشتیا:
برای دیدنش ذوق داشتم. تا اون موقع یک سیاه پوست رو از نزدیک ندیده بودم. عاشق شغلم بودم! عاشق آشنایی با افرادی از فرهنگهای مختلف. سر کمدم رفتم تا لباس مورد علاقه م رو پیدا کنم. بابا ماهانه کلی پول بهم میداد تا برای خودم لباسهای مختلف بخرم. مانتو پوست پیازی با شلوار دودی و شال مشکی رو برداشتم. آرایش کمرنگی کردم و بعد از عوض کردن لباس بیرون زدم. اسنپ گرفته بودم. اومد و سوار شدم. رو به روی وزارت خونه ایستاد. تشکر کردم و پیاده شدم و به اون سمت دویدم. کارت شناسایی م رو نشون دادم و داخل رفتم. من رو به اتاق وزیر بردن. با دیدن من بلند شد. تا حالا چندبار برای ترجمه اونجا اومده بودم.
_ خوش آمدید خانم برادران!
با لبخند گفتم:
_ ممنون جناب وزیر! در خدمتم!
با دست به مردی که روی مبل نشسته بود و با لبخند من رو نگاه می کرد اشاره کرد.
_ جناب سعود هستن پسر پادشاه اسواتنی.
با لبخند رو به مرد سر تکون دادم. با همون لبخند جوابم رو داد. مثل همه سیاه پوست هایی که توی فیلم ها دیده بودم بود. کت و شلوار زرشکی با پیراهن ذغالی پوشیده بود و کروات سفید_ زرشکی زده بود.
_ باید یک چیزهایی رو همین اول درباره ایشون بدونید.
به وزیر نگاه کردم.
_ در خدمتم!
_ ایشون به این کشور پناهنده شدن. امپراطورشون، یعنی پدرشون حال ناخوشی داره و بیست و چهارتا بچه داره بین طرفدارهای ایشون و برادرهاشون جنگه و ایشون به ایران برای حمایت گرفتن پناه آورده. تا وقتی که این کشور شما بهش فارسی و فرهنگ ایرانی یاد میدی و توی ایران دورش میدی.
نگاهی به مرد کردم و گفتم:
_ چشم!
اون شب توی خونه کامل درباره پدر سعود تحقیق کردم.
وی در سال ۱۹۸۶ در سن ۱۸ سال و ۶ روز به جای پدرش سوبهوسای دوم به تخت نشست. او تا سال ۲۰۰۶ جوانترین پادشاه جهان بود و تاکنون ۱۵ همسر دارد.
وی یکی از آخرین پادشاهان مطلقه دنیاست که انتخاب نخستوزیر، اعضای کابینه و قوهٔ قضائیه بر عهده اوست. تخمین زده میشود که وی حدود ۶۴٫۵ میلیون یورو ثروت دارد که آن را مدیون اموال و داراییهای خود از جمله ۶۰٪ از خاک کشور سوازیلند میباشد. شاه مسواتی سوم ۱۳ کاخ، چندین ناوگان خودرو و یک جت شخصی به ارزش ۱۰٫۹ میلیون یورو دارد.
مسواتی به دلیل زندگی تجملی و اختیار همسران متعدد در حالیکه کشورش با فقر بسیار شدیدی روبروست با انتقادات زیادی در داخل و خارج کشور روبرو شده اما تودهٔ مردم سوازیلند به او علاقه داشته و معتقدند خدا او را به کشور و کشور را به او دادهاست.
برآورد میشود ۲۶ درصد افراد ۱۵ تا ۴۹ ساله در این کشور به ویروس اچآیوی مبتلا هستند و پادشاه راه حل ممنوعیت رابطه جنسی را پیشنهاد کرد. او ممنوعیت ۵ ساله رابطه جنسی تمام زنان و دختران زیر ۱۸ سال را صادر کرد. این رای به مذاق مردم خوش نیامد، چون خود مسواتی ۱۳ زن و دست کم ۲۳ فرزند داشت و همان سال با یک دختر ۱۷ ساله ازدواج کرد. این ممنوعیت عجیب و غریب یک سال بعد لغو شد.
در مراسم پنجاهمین سالگرد استقلال کشورش اعلام کرد اسم کشورش را به «پادشاهی اسواتینی» تغییر دادهاست. او یکی از معدود پادشاهان جهان است که قدرت چنین تغییری را یک تنه دارد. فعالان حقوق بشری بارها رهبران این کشور را متهم کردهاند که احزاب سیاسی را محدود میکنند و علیه زنان رفتار تبعیضآمیز دارند. این کشور بالاترین نرخ ابتلا به بیماری ایدز را دارد. امید به زندگی برای مردان در این کشور ۵۴ سال است و برای زنان ۶۰ سال.
سوازیلند تنها کشور آفریقایی است که پادشاهی مطلق دارد. پادشاه کنونی، پسر سوبهوسای دوم است، مردی که بیش از ۸۲ سال سلطنت کرد و ۱۲۵ زن داشت. مسواتی سوم در ۳۲ سال سلطنتش ۱۵ همسر برگزیده است. مسواتی سوم به «شیر» شهرت دارد. هم به دلیل همسران زیادی که اختیار میکند و علاقهای که به لباسهای سنتی دارد
با تعجب نت رو خاموش کردم. عجب آدمی بود این! اگه اینطور خودش هم حتما زن زیاد داره. فردا میخواستم به دیدنش برم. با چیزهایی که دربارهش شنیده بودم ترجیح دادم زیاد تیپ نزنم پس تنها مانتو بلند یشمی رنگم رو با مغنه مشکی پوشیدم و بیرون رفتم. الهام زن بابام با دیدن من دست به کمر شد.
_ کجا خانم؟ دانلود رمان ملکه اسوانتی
الهام سی و چهار سالش بود و فاصله سنیش با من کم بود. دو سال بود زن بابام شده بود و از ازدواج قبلیش یک پسر ده ساله داشت که با خودش زندگی میکرد. بابا شخصیت نرم رفتار و سرزنده ای داشت و چون الهام دختر یکی از دوست هاش بود باهاش ازدواج کرده بود. الهام هم به سرزندگی بابا بود و یک ازدواج ناموفق و چهار سال تنها زندگی کردن افسردش نکرده بود. با اینکه گاهی رفتارهای تندی هم داشت که وقت عصبانیت به چشم میخورد رفتارش با من هم عادی بود.
_ سرکار!
به تیپم اشاره کرد.
_ خیر باشه هیچ وقت اینطور تیپ نمیزدی.
خندیدم.
رمان های پرطرفدار نودهشتیا را همین حالا بخوانید:
دانلود رمان دختر مو حنایی از آیدا اکبری نویسنده اختصاصی نودهشتیا
دانلود رمان آزموده (فصل دوم آزمند) از عسل اکبری نویسنده اختصاصی نودهشتیا
📥 لینکهای دریافت و مطالعه رمان
جهت دانلود نسخه کامل یا پیگیری پارتهای آنلاین از گزینههای زیر استفاده کنید:
گفتگو درباره این پارت
وای بالاخره رمانی که اینهمه منتظرش بودم منتشر شد😍💗😍💗
فدات بشم من
خدا نکنه مهربون😘