رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
دانلود رمان تپش قلب طهران از ستاره درخشان نیا نویسنده اختصاصی نودهشتیا

دانلود رمان تپش قلب طهران از ستاره درخشان نیا نویسنده اختصاصی نودهشتیا

مشخصات دانلود رمان تپش قلب طهرن از نودهشتیا

 نویسنده: ستاره درخشان نیا

 ژانر: عاشقانه

خلاصه دانلود رمان تپش قلب طهران از سایت نودهشتیا:

می‌خواهم راویِ زندگیِ آذرخش مهرزاد باشم. بانویی که دبیرِ علوم و فنون ادبی و ادبیات است. به قولِ خودش: «معلمِ ادبیات باشی و دلداده نباشی؟ نه، نمی‌شود.» او از نسلِ دخترانی‌ست که دلشان را یک‌بار می‌دهند و دیگر هرگز پس نمی‌گیرند. آذرخش، با اینکه در آستانهٔ چهل‌سالگی است، هنوز به بیست سال پیش دچار است؛ گذشته‌ای که تمامِ زندگی‌اش را در بر گرفته است. گذشته‌ای که با هر تپشِ قلب، هم جانش را می‌گیرد و هم دوباره به او جان می‌بخشد. باید دید آیا از دلِ این گذشته، آینده‌اش نیز رقم خواهد خورد؟

 قسمتی از دانلود رمان تپش قلب طهران از نودهشتیا:

به گمانم خاکستری‌ترین شهر ایران، تهران است؛ زیرا که هم اندوه دارد و هم عشق و هم…!

قوریِ گل‌دارِ چای را روی میزِ خاک‌گرفته قرار می‌دهم و روی صندلیِ لهستانی می‌نشینم. به برج میلادی که دود و آلودگی آن را دربرگرفته، لبخند تلخی می‌زنم. در استکانِ کمرباریکِ شاه‌عباسی چای می‌ریزم. کمی از آن را داخلِ نعلبکی می‌ریزم.

آن را مزه‌مزه می‌کنم و دهانم از داغی‌اش می‌سوزد. صدای زنگِ گوشی، سکوتِ خانه را می‌شکند.

نعلبکی را روی میز می‌گذارم. صندلی را عقب می‌کشم و با قدم‌هایی سریع، خودم را به گوشی تلفن که روی اُپنِ آشپزخانه است، می‌رسانم.

خاله فرشته است. انگشتِ اشاره‌ام روی دکمهٔ سبزرنگ کشیده می‌شود.

– الو؟ سلام جانم؟

خاله فرشته از پشت خط می‌گوید:

– سلام به روی ماهت! جانت سلامت، عزیزم. عذر می‌خواهم بد‌موقع تماس گرفتم. یک لحظه گوشی، آذرخش جان!

صدایش دورتر می‌شود، طبق عادت تلفن را از گوشش فاصله داده‌ است.

– امان بده دختر جان، الان می‌گویم،‌ صبر کن!

سمت یخچال می‌روم. تلفن را بین گوش و شانه‌ام می‌گیرم. کره و مربای آلبالو را که تابستانِ پارسال درست کرده‌ام، بیرون می‌آورم.

خاله فرشته هوفی می‌کشد.

– ببخشید باز هم، آذرخش جان. این دختر انگار شش‌ماهه به دنیا آمده، صبر و تحمل هم ندارد! آمین فهمیده که امروز به مطب می‌روی، گفت به تو بگویم برای ناهار بیا اینجا. بچه دلش هوایت را کرده.

کره و مربا را روی میز می‌گذارم.

– من هم همین‌طور؛ اما نمی‌خواهم مزاحمتان بشوم.

فرشته میان کلامم می‌پرد.

– خانهٔ خودت است. پس منتظرت هستیم. برای ناهار زرشک‌پلو می‌پزم که دوست داری. باید آمین را به مدرسه ببرم، عزیزم. خداحافظ.

تشکر می‌کنم و تماس قطع می‌شود.

تندتند لقمه‌ای می‌گیرم و گاز می‌زنم. نگاهی با حسرت به چایِ سردشده می‌اندازم. شاید امشب خودم را به یک چای لب‌دوز و لب‌سوز دعوت کنم؟!

به سمت اتاق می‌روم. شانه را از روی آینهٔ کنسول برمی‌دارم و موهایم را شانه می‌زنم. بیست سال پیش گیسوانی داشتم که گندم در برابرشان کم می‌آورد؛ اما حالا سپیدی موهایم از طلایی‌شان پیشی گرفته است.

در گذشته‌ای دور، اما نزدیک، باد سرکشی کرده بود و روسری‌ام را روی شانه‌ام انداخته بود. آن‌جا، آن مرد برای نخستین بار گیسوانم را دید و گفت:

– هیچ‌کس نظیر موهای تو را ندارد، آذرخش!

و من، منِ «شیرین» شدهٔ آن روزها، قند در دلم آب شده بود.

محکم‌تر شانه می‌زنم. منِ چهل‌ساله، چرا دلم تنگ می‌شود؟

باید آن گذشتهٔ کذایی را مرور کنم تا بتوانم فراموشش کنم.

بیست سال پیش 

دستگیره را به دست گرفتم. با عجله قابلمهٔ کیک را از روی گاز برداشتم و آن را داخل سینی برگرداندم. با ذوق به نتیجهٔ تلاشِ یک‌ساعته‌ام نگاه کردم.

خانم‌جان از توی هال بلند گفت:

– آذرخش! الآن سال تحویل می‌شود‌ها!

دستگیره را روی میز انداختم.

پا تند کردم و از آشپزخانه بیرون رفتم. وارد راهروی سمت راست شدم.

خانم‌جان گفت:

– آذرخش، وقتی آمدی عینکم را هم از اتاق برایم بیاور، لطفاً.

سرسری گفتم:

– چشم.

به اتاقم رفتم.

هم‌زمان با زمزمهٔ آهنگی که برای عید پخش می‌شد، درِ کمد را باز کردم. پیراهنِ قرمزِ خال‌داری را که با هزار ناز و اصرار، خانم‌جان برایم دوخته بود، بیرون آوردم.

بوی پارچهٔ نو، اتاق را پر کرده بود؛ بویی که برای من فقط بوی عید بود.

خرمنِ گیسوانم را تندتند شانه کردم و همان‌طور باز، دور شانه‌هایم رها کردم.

به اتاق کناری رفتم و عینکش را برداشتم که گفت:

– آمدی؟ پنج دقیقه تا سال تحویل مانده! 

دانلود رمان های پر طرفدار نودهشتیا:

دانلود رمان روایتی دیگر از پری دریایی از غزال گرائیلی نویسنده اختصاصی نودهشتیا

دانلود رمان تصاحب شده در خون از لیانا انجمن نودهشتیا

رمان داریوش بی تاج
پیشنهاد ویژه

رمان داریوش بی تاج

بعد مرگ رییس باند تاج، وراثت به جای پسر خوندش داریوش، رسید به سامیار عیاش! اما برگشت دختر رییس باند به ایران همه چیزو عوض کرد؛ حالا داریوش برای پس گرفتن تاج باید با دختری که هوس و شهوتشو بعد سالها بیدار کرده بود میجنگید!

مطالعه آنلاین
رمان ساختمان سایه
پیشنهاد ویژه

رمان ساختمان سایه

پس از ماه‌ها دوندگی، وام مسکن به حسابش واریز شده و مائده، صاحب یک واحد هشتاد متری در ساختمان سایه می‌شود. او خیال می‌کند گذشته‌اش را فراموش کرده؛ حال آن‌که آقای گذشته‌، در واحد روبرویی سکونت دارد...

مطالعه آنلاین
خلاصه کتاب

خلاصه دانلود رمان تپش قلب طهران از سایت نودهشتیا:

می‌خواهم راویِ زندگیِ آذرخش مهرزاد باشم. بانویی که دبیرِ علوم و فنون ادبی و ادبیات است. به قولِ خودش: «معلمِ ادبیات باشی و دلداده نباشی؟ نه، نمی‌شود.» او از نسلِ دخترانی‌ست که دلشان را یک‌بار می‌دهند و دیگر هرگز پس نمی‌گیرند. آذرخش، با اینکه در آستانهٔ چهل‌سالگی است، هنوز به بیست سال پیش دچار است؛ گذشته‌ای که تمامِ زندگی‌اش را در بر گرفته است. گذشته‌ای که با هر تپشِ قلب، هم جانش را می‌گیرد و هم دوباره به او جان می‌بخشد. باید دید آیا از دلِ این گذشته، آینده‌اش نیز رقم خواهد خورد؟

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    تپش قلب طهران
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ستاره درخشان نیا
  • صفحات
    408
  • منبع تایپ
    انجمن نودهشتیا
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • ایلماه
    3 اکتبر 2026 | 22:48

    وایی رمان ستاره‌ی زیبام خیلی قشنگه موفق باشی

  • ستاره درخشان نيا
    3 اکتبر 2026 | 23:36

    مرسی ایلماه عزیزم😍

  • ستاره درخشان نيامرسی ایلماه عزیزم😍...
  • ایلماهوایی رمان ستاره‌ی زیبام خیلی قشنگه موفق باشی...
  • مدیر سایتسلام باید خریداری کنید دوست عزیز...
  • نیایش فتحیجذاب ترین اثری که تا به حال مطالعه کردم...
  • حناسلام چرا لینک کتاب ازموده نیستش 🥲🥲...
  • سایه مولویخدا نکنه مهربون😘...
  • سایه مولویوای یه رمان مثل انیمه‌های دیزنی توی این شرایط همونیه که میخواستم😍😍😍...
  • غزال گرائیلیمرسییی قشنگمم...
  • روشنااشتباه تایپی* غزال* قهقهه...
  • روشناوای جلدش🥹 وای قلم قشنگ غزل… چه رمانی واو🤍...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.