فرمت: PDF مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون
خلاصه دانلود رمان مانکن نابودگر سایت نودهشتیا:
در پس هر رشته ی باریکی از سرنوشت؛ گره ای کور از خاطرات وجود دارد. سرفصل زندگی من، تو و افرادی که درپس پرده وجودمان از آنها محافظت می کنیم. بدانید زبان، قاضی بی رحمیست. قضاوت ندانسته ها با اوست. ندانسته هایی همچون هستی و نیستی در زندگیمان.
فلسفه قاصریت زبان بی پایه است. چرا که کلمات، تیروار از سوی دهانه ی افکار متجاوز و حسدورزمان شتافتند و عاقبت ماهیچه های خونی قلبی گرم، از هم دردیده شد و سیاه فام گشت.
حسادت و قضاوت متظاهرانی چون ما توانمند شد نابود کند… و نابودگر پدید آورد. اکنون انتخاب با توست… در وصف متظاهر نابود می کنی؟ یا اینکه به دست نابودگر ویران می شوی؟
تندیس سنگی را بنگر. بگذار به تو بگوید، آغاز نابودی مانکن نابودگر متظاهران، چگونه بود.بگذار بگوید، “حسادت” اسلحه شد؛و “قضاوت” گلولهای بر خلاصی وجود سرشار از تهیاش. “
خیره به پل قدیمی و زهوار در رفته زیر پام لب زدم:
– بگو.
صداش رو تو گلو به کمک چند سرفه مصلحتی صاف کرد:
– تمام اطلاعات مندرج در پیامتون تو این پوشه است. میتونید با زیر و رو کردن ورقههاش تاریخ دقیق وقایع رو بخونید.
پوشه رو گرفتم و با دقت و لطافت ورقهای رو ازش خارج کردم. پوزخندی رو لبام نقش بست. ورقه رو برگردوندم داخل پوشه و یه قلپ کوچک از پیالهی نوشیدنی ایتالیائی مزهمزه کردم. روی مردمکاش متوقف شدم:
– کارت خوب بود.
یه پاکتنامه انداختم رو میز مقابلش:
– آدرس و کلید یه ویلا تو میامی فلوریداست. یه مدت رو از اینجا دور باش؛ سپردم بلیت پرواز سیصد و یازده صبح اول وقت برات گرفتن که روی میز عسلی کنار تخت اتاق خوابته. مدارکتم تو یه ساک آبی رنگ کنار در اتاق؛ پرواز و از دست ندی.
پک عمیقی به سیگار نعنایی مابین انگشتاش زد که تا فیلتر سوخت:
– خیالتون جمع قربان. خروس خون من تو خاک آمریکام. رمان مانکن نابودگر
پوشه رو چنگ زدم و از جام بلند شدم.گامهای دقیق و کوبندهام منو ازش دور کرد.
” 7 دی ماه سال 1404 یکشنبه “
#دانای کل قطرات داغ، پتکوار و به سرعت بر پهنای شانه های درشتش فرود میآمدند.فشار آب حس شنواییاش را سنگین کرده.
دست چپ خود را حرکت داده و به وسیله انگشتان، بخار آب را از سطح شفاف آئینه حمام راند. تصویر خود را اینبار نه محو، بلکه شفاف در آئینه دید. مردی بلندقد، موهای کوتاه و تیرهی خیس از قطرات دونده، ابروانی کمانی که شاید علت اصلی اخم مادرزادی چهرهاش بود؛ چشمان مشکی و خنثی، لبهایی درشت، بینی خوشفرم و صاف.
پوستی برنزه که ترکیب جذابی با تیرهی موهایش داشت و اغلب به خاطر همین پوست مورد ستایش قرار میگرفت. شاید تنها نکتهای که باعث میشد با تیغ چهره جذابش را تکهتکه نکند، مفید بودن برای نقشه هایش بود. رمان مانکن نابودگر
فرمت: PDF مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون
خلاصه دانلود رمان مانکن نابودگر سایت نودهشتیا:
حسادت و قضاوت متظاهرانی چون ما توانمند شد نابود کند... و نابودگر پدید آورد. اکنون انتخاب با توست... در وصف متظاهر نابود می کنی؟ یا اینکه به دست نابودگر ویران می شوی؟
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
وااای افتضااااح و مزخرف، یه رمان بی سر و ته که از زبون ۱۰۰ نفر گفته شد و اصلا تو عمرم رمان به این مزخرفی نخونده بودم