رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
دانلود رمان گردنکش از یاسمن رضایی کاربر انجمن نودهشتیا

دانلود رمان گردنکش از یاسمن رضایی کاربر انجمن نودهشتیا

مشخصات رمان گردنکش از نودهشتیا

📌 نام رمان: گردنکش ✍️ نویسنده: یاسمن رضایی 📚 ژانر: عاشقانه، اجتماعی 📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپ‌تاپ، سیستم، آیفون

خلاصه رمان گردنکش از نودهشتیا:

رادوین، دانیال و آرمان سه تا برادرن، ولی نه برادرهای واقعی، بلکه برادرهای خونی. بچه‌های ارشد و میراث‌دارهای خاندان بزرگ کارا. پسرهایی که از شدت غرور خدا رو بنده نیستن! از شش‌سالگی با هم قسم خوردن که به هیچ عنوان همدیگه رو تنها نذارن؛ چه تو شادی‌هاشون، چه تو غم‌هاشون. قسم خوردن برادرهای خونی همدیگه باشن.

ماجرای اصلی رمان گردنکش، تو شب عروسی رادوین اتفاق می‌افته. وقتی آرمان و دانیال بهترین شب زندگی اون پسر رو به عذاب‌آورترین شب زندگیش تبدیل می‌کنن… زندگی برای این سه برادر چه سرنوشتی رقم خواهد زد؟

برای مطالعه رمان‌های جدید نودهشتیا کلیک کنید:

رمان منِ دیگر از انجمن نودهشتیا

رمان زافیر از انجمن نودهشتیا

قسمتی از رمان گردنکش نودهشتیا:

نگاهی به کت‌و‌شلوار خوش‌دوختی که به تن داشت انداخت و سری از روی اشتیاق برایش تکان داد.

_ عالی شدی داداش رادوین، حقا که انگار برای خودت دوختنش!

رادوین کمی جلوی آینه‌ی قدی که روبه‌روش بود خم شد و سعی در صاف‌کردن موهای مشکی‌رنگش داشت.

_ مزه نریز دانیال، خوب می‌دونی خام این حرف‌ها نمی‌شم، تا زمانی که شیرینی دومادی خودت رو نخوردم. رمان گردنکش

صدای تقی که به در خورد، توجه دو برادر رو سمت خودش جلب کرد. در تا نیمه باز شد و برادر کوچک‌ترشون، آرمان، که پشت در منتظر ایستاده بود، در رو کامل باز کرد و با بلندشدن صدای رادوین وارد اتاق شد. نیشخند پررنگی به روی لب‌هاش خودنمایی می‌کرد.

_ حالا جدی، جدی داداش رادوین، ما امشب عروسیشه!

دانیال خودش رو به آرمان رسوند و روبه‌رویش ایستاد و براندازش کرد. رمان گردنکش

_ فعلاً که این‌جور به نظر می‌رسه.

رادوین کمی از آینه فاصله گرفت و سری از روی تأسف برای دو برادرش تکان داد.

_ خدا آخر عاقبت ما رو با شما دوتا بخیر کنه.

در اتاق رو باز کرد و از اتاق پرو بیرون رفت. پشت سرش دانیال و آرمان هم از اتاق بیرون اومدن. جمعیت داخل تالار به محض ورود سه برادر سرشون رو به طرف اون‌ها چرخوندن و هر کسی زیر لب چیزی زمزمه می‌کرد.

فرهاد کارا، پدر رادوین، دانیال و آرمان، به طرف سه پسرش رفت و لبخند دندون‌نمایی تحویلشون داد.

_ ماشاالله به پسر خوشتیپم، مردی شدی برای خودت!

برای دانلود جدیدترین رمان نودهشتیا کلیک کنید:

دانلود رمان جایی میان دو جهان از نودهشتیا

دانلود داستان ماه را پیدا می‌کنم از نودهشتیا

رمان داریوش بی تاج
پیشنهاد ویژه

رمان داریوش بی تاج

بعد مرگ رییس باند تاج، وراثت به جای پسر خوندش داریوش، رسید به سامیار عیاش! اما برگشت دختر رییس باند به ایران همه چیزو عوض کرد؛ حالا داریوش برای پس گرفتن تاج باید با دختری که هوس و شهوتشو بعد سالها بیدار کرده بود میجنگید!

مطالعه آنلاین
رمان ساختمان سایه
پیشنهاد ویژه

رمان ساختمان سایه

پس از ماه‌ها دوندگی، وام مسکن به حسابش واریز شده و مائده، صاحب یک واحد هشتاد متری در ساختمان سایه می‌شود. او خیال می‌کند گذشته‌اش را فراموش کرده؛ حال آن‌که آقای گذشته‌، در واحد روبرویی سکونت دارد...

مطالعه آنلاین
خلاصه کتاب

مشخصات رمان گردنکش از نودهشتیا

📌 نام رمان: گردنکش ✍️ نویسنده: یاسمن رضایی 📚 ژانر: عاشقانه، اجتماعی 📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپ‌تاپ، سیستم، آیفون

خلاصه رمان گردنکش از نودهشتیا:

رادوین، دانیال و آرمان سه تا برادرن، ولی نه برادرهای واقعی، بلکه برادرهای خونی. بچه‌های ارشد و میراث‌دارهای خاندان بزرگ کارا. پسرهایی که از شدت غرور خدا رو بنده نیستن! از شش‌سالگی با هم قسم خوردن که به هیچ عنوان همدیگه رو تنها نذارن؛ چه تو شادی‌هاشون، چه تو غم‌هاشون. قسم خوردن برادرهای خونی همدیگه باشن.

ماجرای اصلی رمان گردنکش، تو شب عروسی رادوین اتفاق می‌افته. وقتی آرمان و دانیال بهترین شب زندگی اون پسر رو به عذاب‌آورترین شب زندگیش تبدیل می‌کنن... زندگی برای این سه برادر چه سرنوشتی رقم خواهد زد؟

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    گردنکش
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده
    یاسمن رضایی
  • طراح کاور
    ماسو
  • صفحات
    ۲۹۳
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
کامنت ها

  • مبینا جعفرپورنژادوای خیلی دوسش داشتم اومدم کامنت بذارم برم دوباره بخونممممش...
  • NINAرمان جذابی که حالا حالاها یادم نمیره .......
  • آرامرمان های مهدیه جون همیشه خوب هستن من عاشق رمان داهول شدم. حتما بهتون پيشنهاد می‌...
  • آرامرمان های مهدیه جون همیشه خوب هستن من عاشق رمان داهول شدم...
  • گَندُمَکـــم!..😞خیلی شکوفه رو اذیت کرد ولی وقتی عاشق شد کلا یه آدم دیگه شد عاشق اون قسمت شدم که...
  • آسناجلد دوم رو بزار😩...
  • Roshanaهانی جان قلمت انقدر خفن بود که نگم ازش عالی هستی عزیزکم...
  • مهسان نورنزادلذت بردم از این قلم و روایت. خسته نباشید میگم به نویسنده محترمش...
  • ملیکاملازادهعالی بود عزیزم عاشق داستان هایی هستم که داخلش بچه ها هم هستن...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.