رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
  • دانلود رمان
    دانلود رمان
دانلود رمان عشقی زیر خاکستر از غزال گرائیلی نویسنده انجمن نودهشتیا

دانلود رمان عشقی زیر خاکستر از غزال گرائیلی نویسنده انجمن نودهشتیا

مشخصات دانلود رمان عشقی زیر خاکستر از نودهشتیا

نام رمان: عشقی زیر خاکستر

 نویسنده: غزال گرائیلی | نویسنده انجمن نودهشتیا 

 ژانر: عاشقانه، اجتماعی

خلاصه دانلود رمان عشقی زیر خاکستر از سایت نودهشتیا:

 یکی از روزهای سرد زمستون، آهو قهرمان زندگیش رو پیدا می‌کنه و فکر می‌کنه که تمام روزای سختی و تنهایی که توی خانواده گذرانده، تموم شده اما نمیدونه که دست روزگار براش چه سرنوشتی رقم زده و زمانی که فکر می‌کنه خوشبختی مسیر رو براش هموار کرده، با موج عظیمی از اتهامات و… 

 

 

مطالعه رمان های پیشنهادی نودهشتیا:

دانلود رمان مزاحم ناشناس از آیدا اکبری نویسنده اختصاصی نودهشتیا

دانلود رمان احتمال صفر امکان از شاهرخ نویسنده انجمن نودهشتیا

 

 

قسمتی از دانلود رمان عشقی زیر خاکستر از نودهشیتا:

خندیدم و کنار قبرستون پارک کردم و یهو چشمم به یه دختری افتاد که صورتش عین فرشته‌ها بود. یه پیراهن بلند قرمز با چکمه قهوه‌ایی داشت و با گوشه شالش آروم اشکاشو پاک می‌کرد. نمی‌دونم چرا ولی چند دقیقه مات و مبهوت قیافش شدم و ناخودآگاه ضربان قلبم رفت بالا و احساس گرمای شدیدی در قفسه سینه‌ام داشتم. آروم زیر لب گفتم:

ـ چقدر خوشگله!

کیان از پشت خط گفت:

ـ بردیا؟؟ چرا حرف نمیزنی؟؟ چی داری میگی؟؟ کی خوشگله؟؟

ماشین و خاموش کردم و گفتم:

ـ داداش!

کیان با ترس گفت:

ـ چیشد بچه ؟! نصفه جونم کردی!!

گفتم:

ـ فکر کنم عروس آینده مامان و پیدا کردم.

کیان با تعجب پرسید:

ـ چی میگی؟!

از ماشین پیاده شدم و گفتم:

ـ بعداً بهت زنگ میزنم و سریع گوشی رو قطع کردم. 

قطعه قبری که کنارش نشسته بود، با قطعه قبری پدر خدابیامرزم حدود ده قدم فاصله داشت. دلم میخواست باهاش حرف بزنم، بنابراین باید یه بهانه پیدا می‌کردم. بهش می‌خورد بچه مدرسه‌ایی باشه ولی واقعا اینقدر صورت قشنگی داشت که آدم نمی‌تونستم چشم ازش برداره!

رفتم کنار قبر بابا نشستم. یجوری هم نشستم تا بتونم قیافه اون دختر رو ببینم! خدا واقعا چه چیزی خلق کرده بود. اما خیلی غمگین بنظر می‌رسید. اشکش دلمو به درد آورده بود. یه فاتحه برای بابا خوندم و یهو دیدم که اونم سرش و آورد بالا و برای یه لحظه نگاهم توی نگاهش گره خورد ولی سریع نگاهش و دزدید. نمی‌دونستم چجوری باید خودمو بهش نزدیک می‌کردم. هیچ ایده‌ایی هم به ذهنم نرسید . بدجوری به دلم نشسته بود…تو دلم به خودم خنده‌ایی زدم و گفتم که پس قسمت بوده که تو قبرستون عشق زندگیت و ببینی آقا بردیا! حس کردم اینقدر از نگاهم آزرده شد که سریعا از جاش بلند شد و رفت…یکم مکث کردم و منم بعدش سوار ماشین شدم و دنبالش رفتم. میخواستم ببینم که آدرس خونش کجاست! همینطور داشتم تعقیبش می‌کردم که گوشیم زنگ خورد. برداشتم:

ـ بفرمایید؟

صدای یه خانوم تو گوشم پیچید:

ـ سلام وقتتون بخیر ، ببخشید آقای بردیا معیری؟

با تعجب گفتم:

ـ خودم هستم منتها شما رو بجا نیوردم!

خانومه خندید و گفت:

ـ حق دارین، راستش من مدیر دبیرستان دخترانه عترت، بابازاده هستم. اگه یادتون باشه، پارسال هم بابت درس فیزیک بچه‌‌های پشت کنکوری بهتون زنگ زده بودم و گفتیم که جنوب هستین. از یکی از خانومایی که تو خیریه مادرتون مشغول فعالیت هست، پرسیدیم و گفتن مثل اینکه برگشتید! 

مدرسه‌ها خیلی بهم زنگ میزدن و واقعیت هنوز هم یادم نیومده بود که کیه! اما از کار مامان تعجب نکردم. بهرحال پسرش برگشته بود پیشش و تا کل شهر و از این موضوع خبردار نمی‌کرد، ولکن ماجرا نبود! 

خانومه ادامه داد:

ـ میخواستم اگه امکانش هست، بابت درس فیزیک امسال مدرسمون باهاتون قرارداد ببندم چون فعلا ما یدونه معلم فیزیک داشتیم که بخاطر شرایط بارداریش، فعلا نمیتونه بیاد مدرسه!

 

 

دانلود رمان های پر طرفدار نودهشتیا:

 رمان کلوچه خرمایی | روشنا اسماعیل زاده کاربر نودهشتیا

رمان چشمه‌ای که خزان شد | زینب‌ چرمگر کاربر انجمن نودهشتیا 

خلاصه کتاب

خلاصه دانلود رمان عشقی زیر خاکستر از سایت نودهشتیا:

 یکی از روزهای سرد زمستون، آهو قهرمان زندگیش رو پیدا می‌کنه و فکر می‌کنه که تمام روزای سختی و تنهایی که توی خانواده گذرانده، تموم شده اما نمیدونه که دست روزگار براش چه سرنوشتی رقم زده و زمانی که فکر می‌کنه خوشبختی مسیر رو براش هموار کرده، با موج عظیمی از اتهامات و... 

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    عشقی زیر خاکستر
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    غزال
  • طراح کاور
    سایان
  • صفحات
    408
لینک های دانلود
  • 14 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 49 بازدید
  • 4 کامنت
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • Roshana
    10 آگوست 2026 | 14:36

    موفق باشی نویسنده عزیز واقعا عالیه قلمت🤍

  • هانیه
    11 آگوست 2026 | 22:06

    قشنگ‌ترین رمانایی که خوندم همیشه به قلم غزالِ عزیزم بوده
    بریم که اینم بخونیم و کیفشو ببریم ^^

  • غزال گرائیلی
    12 آگوست 2026 | 11:27

    قربونت برم روشنای عزیزم نظر لطفته🫂❤️😚

  • غزال گرائیلی
    12 آگوست 2026 | 11:28

    ای جوونم مرسییی از لطفت هانیه جانم🫂❤️😚باعث افتخاره برام

  • Roshanaچری لیدی بعد از خوندن اثار درحال تایپت عجیب این رمان من رو جذب کرد مطمئنم عالیه...
  • ایلماهعالی بود جانا وحشتناک از خوندنش لذت بردم...
  • Roshanaعالی سایه جان موفق باشی...
  • غزال گرائیلیای جوونم مرسییی از لطفت هانیه جانم🫂❤️😚باعث افتخاره برام...
  • غزال گرائیلیقربونت برم روشنای عزیزم نظر لطفته🫂❤️😚...
  • زینب چرمگرجون به قلم و ایده👍😍😉...
  • هانیهترکیب ایده بامزه با قلم حرفه‌ای رو مشاهده می‌کنید...
  • هانیهقشنگ‌ترین رمانایی که خوندم همیشه به قلم غزالِ عزیزم بوده بریم که اینم بخونیم و ک...
  • Asalعاشق این رمانممم🥹...
  • بانوعاشقش شدم رمان مورد علاقم...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.