تو بذر بودی و من تکه سنگی بیثمر.
مگر در اذهان میگنجید که یک سنگ این چنان دلِ نداشتهاش را ببازد!
ولیکن اتفاق افتاد؛ تو آمدی و خالقِ ضربانهای کالبد بیقلبم شدی. هرچند هیچ وصول بیرنجی در کار نیست؛ پس من تمام اندوه، حسرت و دلتنگی این گذر دوران را با بردباری تاب میآورم.
و روزی که ای کاش تو، بذر بامزهی من، دوباره در قاب چشمانم نقشت را طرح بزنی
خلاصه دانلود رمان سان و آز خاکستری از سایت نودهشتیا:
آز شخصیتِ داستانی به نویسندگیِ سان، در نوشتههای جنونآمیز و آغشته به خون او اسیری بیش نیست. وی با ریسمانهایی از جنس واژه، مانندِ عروسکِ خیمه شب بازی، با جسمی بیاختیار به سازِ تمامِ نوشتههای سان، ناچاراً میرقصد. اما باید دید که آیا آز در نهایت میتواند اختیارش را از سان پس بگیرد یا نه، ماجرا چیز دیگریست؟
دخترک وامانده از وضعیت نابسامانش در کشورش، پس از فروختن کلیهاش تمامی مراحل فرار را طی میکند تا از طریق قاچاق از آن مرز و بوم رهایی یابد. روز موعود قاچاقچیها پس از ربودن تمام ثروت همراهش، او را به درون دریا میاندازند.
دخترک میمیرد اما در دنیایی موازی زنده میشود؛ دنیایی که در آن همه چیز وارونه است، از زندگی روزمرهی عجیب مردم گرفته تا قوانین غریبش. او که با اصول آن دنیا آشنا نیست بلافاصله پس از حادثهای روانهی زندان میشود.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.