رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
دانلود رمان سان و آز خاکستری از ساناز بندی کاربر انجمن نودهشتیا

دانلود رمان سان و آز خاکستری از ساناز بندی کاربر انجمن نودهشتیا

مشخصات دانلود رمان سان و آز خاکستری از نودهشتیا

📌 نام رمان: سان و آز خاکستری

✍️ نویسنده: ساناز بندی(یاماخ) | کاربر انجمن نودهشتیا 

📚 ژانر: جنایی، فلسفی، فانتزی

❤️خلاصه دانلود رمان سان و آز خاکستری از سایت نودهشتیا:

آز شخصیتِ داستانی به نویسندگیِ سان، در نوشته‌های جنون‌آمیز و آغشته به خون او اسیری بیش نیست. وی با ریسمان‌هایی از جنس واژه، مانندِ عروسکِ خیمه شب بازی، با جسمی بی‌اختیار به سازِ تمامِ نوشته‌های سان، ناچاراً می‌رقصد. اما باید دید که آیا آز در نهایت می‌تواند اختیارش را از سان پس بگیرد یا نه، ماجرا چیز دیگریست؟

مطالعه رمان های پیشنهادی نودهشتیا:

رمانِ هوزاد؛ معشوقه‌ی اهرمن | Yammakh کاربر انجمن نودهشتیا

رمان آزمند | عسل اکبری (هانی بانو) کاربر انجمن نودهشتیا 

قسمتی از دانلود رمان سان و آز خاکستری نودهشتیا:

آز بند انگشت نامرد را، با احتیاط داخلِ شیشه‌ی استوانه‌ای نهاد. به چشمانِ نامرد که پر از رگه‌های خونی شده بودند، نگاه دوخت. حینی که چاقو را روی بندِ دومِ انگشتش قرار می‌داد، پوزخندِ صدا دارش را به گونه‌ی راستش منگنه زد.

– این ظرف قراره پر از بند‌بند انگشتات بشه.

نیمی از بند دوم را برید. و رگ‌ پیشانی نامرد که بابت این حرکت آز، برجسته شد.

– علاوه بر اون‌ها یه ظرف هم از خونت پر می‌کنم.

بند را کاملاً برید و داخلِ شیشه انداخت. و نامرد که دوباره تن لرزه را تجربه کرد.

– به جای آب، سنگ قبر همسرت رو با خونت می‌شورم.

بند سوم را هم برید. و نامرد که خونِ زیادی از دست داده بود، حال بی‌رمق به نظر می‌رسید.

– و به جای پرپر کردن گل..

ظرف را بلند کرد و مقابل صورت نامرد گرفت.

– این‌ها رو هم روی قبرش می‌ذارم.

سپس قهقهه‌زنان مشغول بریدن تک‌تک بند انگشتان باقی‌مانده، روی جفت دستان نامرد شد. و نامرد که مدام عربده می‌زد، اما سهمش از فریادهایش صدایی بود که پشتِ لب‌هایش زندانی و خفه می‌شد؛ چرا که دهانش به خوبی کوک خورده بود و هیچ فشاری نمی‌توانست حتی یکی از کوک‌ها را شل سازد.

آز لبخندِ شیطانی‌زنان از جایش برخاست. به سمت کیسه‌ی چرک‌آلود گام برداشت. چاقوی خونین استخوان‌گیری را انداخت و در عوض قمه را به دست گرفت.

بازگشت. مقابل صندلی ایستاد و به سمت نامرد خم شد. دست خونینش را بالا آورد و صورتِ نامرد را به خون خودش آغشته کرد. چند قدم برداشت و پشتِ صندلی جای گرفت. انگشتِ اشاره‌ی خونینش را زیر بینی نامرد گرفت. سرش را هم تا نزدیکی گوشِ چپِ نامرد برد. سپس با لحنی سرشار از شرارت، زمزمه کرد.

– بو کن. این بوی خون نیست. بوی شهوت توئه!

سپس قهقهه‌ی پلیدانه‌ای سر داد. تن نامرد از ترس لرزید. آز کمر راست کرد. بازوی عضلانی چپِ نامرد را با دستِ آزادش فشرد و بلافاصله تیزی نوکِ قمه را درونِ شانه‌ی ورزیده‌ی نامرد فرو برد. و خون که با فشار روی چشمانش پاچید. همین کافی بود جنون‌زده بخندد.

– دستای تو باید قطع بشن، چون نازن‌ها رو به جای همسر خودت به آغوش کشیدن.

سپس با خشمی هیستریک‌وارانه، تمامِ تلاشش را صرفِ بریدنِ دست نامرد کرد. و نامرد که دیگر طاقتِ آن‌همه جنایتِ جنون‌آمیز و عمیقاً دردناک و زجرناک آز را نداشت؛ پس از هوش رفت.

آز دست دیگر را نیز با حفظ همان حالت روان‌پریش خود، برید. و در نهایت، پس از گشودن گره ریسمان‌ها از دورِ مچِ دستانش؛ هر دو را روی پاهای ماهیچه‌ای نامرد قرار داد.

دست روی گردنِ نامرد نهاد تا نبضش را بگیرد؛ همچنان می‌زد، هرچند ضعیف اما می‌زد. حینی که پوزخندش را روی نیمه‌ی راستش می‌افزود، زمزمه کرد. دانلود رمان سان و آز خاکستری

– باید از شدتِ خونریزی بمیری. تا اون لحظه زجر بکش نامردِ هوس!

سوت‌زنان خونِ دستانش را با کلاهش زدود و به سمت درخت گام برداشت. روی نیمکت که زیر شاخه‌های خشکیده‌ی درخت قرار داشت، جای گرفت. لبخندی ملیح از روی رضایت روی لب‌هایش نشاند و خیره‌ی ماه شد. و گیسوان بلند و سیاهش که آزادانه در دستِ باد می‌رقصیدند. ~

دانلود رمان‌های جدید نودهشتیا:

دانلود رمان زندان؛ ن‌‌ادن‌ز از ساناز بندی کاربر انجمن نودهشتیا

دانلود رمان ساندویچ با سس خون اضافه اثر هانیه پروین

رمان داریوش بی تاج
پیشنهاد ویژه

رمان داریوش بی تاج

بعد مرگ رییس باند تاج، وراثت به جای پسر خوندش داریوش، رسید به سامیار عیاش! اما برگشت دختر رییس باند به ایران همه چیزو عوض کرد؛ حالا داریوش برای پس گرفتن تاج باید با دختری که هوس و شهوتشو بعد سالها بیدار کرده بود میجنگید!

مطالعه آنلاین
رمان ساختمان سایه
پیشنهاد ویژه

رمان ساختمان سایه

پس از ماه‌ها دوندگی، وام مسکن به حسابش واریز شده و مائده، صاحب یک واحد هشتاد متری در ساختمان سایه می‌شود. او خیال می‌کند گذشته‌اش را فراموش کرده؛ حال آن‌که آقای گذشته‌، در واحد روبرویی سکونت دارد...

مطالعه آنلاین
خلاصه کتاب

❤️خلاصه دانلود رمان سان و آز خاکستری از سایت نودهشتیا:

آز شخصیتِ داستانی به نویسندگیِ سان، در نوشته‌های جنون‌آمیز و آغشته به خون او اسیری بیش نیست. وی با ریسمان‌هایی از جنس واژه، مانندِ عروسکِ خیمه شب بازی، با جسمی بی‌اختیار به سازِ تمامِ نوشته‌های سان، ناچاراً می‌رقصد. اما باید دید که آیا آز در نهایت می‌تواند اختیارش را از سان پس بگیرد یا نه، ماجرا چیز دیگریست؟

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    سان و آز؛ خاکستری
  • ژانر
    جنایی، فلسفی، فانتزی
  • نویسنده
    ساناز بندی(یاماخ)
  • طراح کاور
    سایان
  • منبع تایپ
    انجمن نودهشتیا
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
کامنت ها

  • غزال گرائیلیمرسییی قشنگمم...
  • روشنااشتباه تایپی* غزال* قهقهه...
  • روشناوای جلدش🥹 وای قلم قشنگ غزل… چه رمانی واو🤍...
  • melikaوای عاشقش شدم:) تردید نکنید تو خوندنش دوستان...
  • علی اکبرقلم جذابی داشتن نویسنده یجاهایی واقعن نفسم حبس میشد از شدت هیجان...
  • Sharareانقدر در طول رمان حرص می خوردم که دلم میخواس گوشیو پرت کنم!!! خداروشکر پایانش خو...
  • نیلوفر امامیقشنگترین رمانی بود که تا حالا خوندم دلم نمیخواس تموم شه...
  • ملیکاملازادهفدات بشم من...
  • سایه مولویوای بالاخره رمانی که این‌همه منتظرش بودم منتشر شد😍💗😍💗...
  • مبینا جعفرپورنژادوای خیلی دوسش داشتم اومدم کامنت بذارم برم دوباره بخونممممش...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.