دانلود رمان ساندویچ با سس خون اضافه اثر هانیه پروین

دانلود رمان ساندویچ با سس خون اضافه اثر هانیه پروین
دانلود رمان ساندویچ با سس خون اضافه اثر هانیه پروین
دانلود رمان ساندویچ با سس خون اضافه اثر هانیه پروین اختصاصی نودهشتیا
نام رمان: ساندویچ با سُسِ خونِ اضافه
نویسنده: هانیه پروین
ژانر: عاشقانه، تخیلی، گوتیک
خلاصه: رستوران “بلادبورن” (Bloodborn) حالا یه شجرهی دویست ساله از خدمت به جامعه خونآشامی داره. حکومت انگلستان اونها رو به رسمیت شناخت و بهشون مجوز ساخت این رستوران رو داد، اما با دو شرط سخت!
حالا که نوهی بلادبورنِ بزرگ، نارسیس، این رستوران رو به دست گرفته، فقط یک اشتباه کافیه تا ارثیهی خانوادگیش به گاف بره و پلمب بشه. گرگینهها در سایه لبخند میزنن و بازرسِ احمق، مورد هدف خشمِ نارسیس قرار میگیره…

رمان های پیشنهادی:
قسمتی از رمان ساندویچ با سس خون اضافه:
میخواستم شب آرومی داشته باشم، ولی وقتی کلاغ از پنجره پرید توی دفترم، فهمیدم امشب قراره خون ریخته بشه. اینجا نشسته بود، چنگالهاش درست روی شونه سمت راستم بود که زخمش هنوز تیر میکشید. این کلاغ نشونه بود، نشونه اتفاقهای شوم. برای همین هم اینقدر دوستش داشتم!
سرش رو نوازش کردم و گفتم:
– اوه! پسر خوب.
و بلافاصله یکی از پَرهای سیاهش رو کندم.
– اوپس! متاسفم، لازمش دارم.
قلمپر رو آغشته به جوهر قرمز کردم و شروع به امضای برگههای جلوم. کلارا دماغش رو چین داد و همینطور که برگهها رو یکییکی جلوم میذاشت، گفت:
– میدونی که چیزی به اسم خودکار اختراع شده نارسیس؟
دستم رو مقابل صورتم بالا بردم و از دیدن برق ناخنهای ده سانتیم، غرق لذت شدم.
– به این ناخنهای تیز و بینقص نگاه کن! باید برای فرو رفتن توی کاسه چشم یه آدمیزاد کافی باشه، نه؟
کلارا برگهها رو از جلوم برداشت و طرهای از موهای کوتاه و لختش رو دور انگشتش چرخوند؛ این کاری بود که هفت هزاربار در روز انجام میداد، پیچوندن موهاش دور انگشتش و تبلیغ خودکارها!
یه نگاه سرسری به ناخنهام انداخت که روز گذشته، دو ساعتِ تموم زمان بُرده بود تا روشون لاک قرمز بزنم.
– فقط باید کوتاهشون کنی.
– اوه! بذار بهت بگم باید چیکار کنم…
از پشت میزم بلند شدم تا همقدش بشم.
– تنها کاری که لازمه بکنم اینه که نذارم کارکنای رستوران، تحت هیچ شرایطی، عاشق یه آدمیزاد بشن!
روی میز خم شدم و نگاه افسار گریختهم رو به مردمکهای لرزون کلارا دوختم. اگه میخواست من رو دور بزنه، باید درست و حسابی این کار رو انجام میداد. کلاغ از روی شونه من بلند شد و توی قاب پنجره نشست، از این مکالمه خوشش نیومده بود. آروم گفتم:
– موافق نیستی؟
لب باریک و سرخش رو به دندون نیشش کشید. سرش رو پایین انداخت و لب زد:
– من فقط…
– تو فقط از قوانین سرپیچی کردی!
گوشهاش رو با دست پوشوند و برگههای امضا شده، کف زمین پخش شدن.
– داد… نزن!
دست به کمر شدم و ابرو بالا انداختم.
– کافیه یکبار دیگه با متیو ملاقات کنی کلارا…
– داری تهدیدم میکنی؟! من دوست توام نارسیس، این هیچ معنایی برات نداره؟
شونهام رو بالا انداختم، جوجهتیغی بانمکم رو از زمین برداشتم و شکمش رو قلقلک دادم.
– چون دوستمی، اون کودن داره به زندگی بیارزشش ادامه میده.
کلارا بازوم رو کشید و با صدای لرزون، التماس کرد:
– با متیو کاری نداشته باش… خواهش میکنم.
از اینکه در مقابلم اینقدر درمونده بشه، اون هم به خاطر یه آدمیزاد، متنفر بودم! گلوش رو گرفتم و اون رو محکم به دیوار چسبوندم. لبخندِ نیشنمایی بهش زدم:
– من که کاری باهاش ندارم، ولی حیوونای گرسنه زیادی رو میشناسم که بهش علاقمندن کلارا. گفتی کجا کار میکنه؟ توی باغوحش، درسته؟
نام رمان: ساندویچ با سُسِ خونِ اضافه
نویسنده: هانیه پروین
ژانر: عاشقانه، تخیلی، گوتیک
خلاصه: رستوران “بلادبورن” (Bloodborn) حالا یه شجرهی دویست ساله از خدمت به جامعه خونآشامی داره. حکومت انگلستان اونها رو به رسمیت شناخت و بهشون مجوز ساخت این رستوران رو داد، اما با دو شرط سخت!
حالا که نوهی بلادبورنِ بزرگ، نارسیس، این رستوران رو به دست گرفته، فقط یک اشتباه کافیه تا ارثیهی خانوادگیش به گاف بره و پلمب بشه. گرگینهها در سایه لبخند میزنن و بازرسِ احمق، مورد هدف خشمِ نارسیس قرار میگیره…