رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
مطالب محبوب
دانلود رمان غریبه ای آشناتر از همه از شاهرخ کاربر انجمن نودهشتیا

دانلود رمان غریبه ای آشناتر از همه از شاهرخ کاربر انجمن نودهشتیا

مشخصات دانلود رمان غریبه ای آشناتر از همه از نودهشتیا

📌 نام رمان: غریبـه ای آشناتر از همــه 

✍️ نویسنده: شاهـــرخ | کاربر انجمن نودهشتیا 

📚 ژانر: عاشقانه، اجتماعی

📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپ‌تاپ، سیستم، آیفون

❤️خلاصه دانلود رمان غریبه ای آشناتر از همه از سایت نودهشتیا:

اکنون مادری هستم با دو فرزند که نتیجه‌ی یک زندگی تحمیلی اما سراسر تجربه است. روزی دختری پُر شور و هیجان‌زده از عشق و زندگی بودم که برای به‌دست آوردن لذت زندگی با پسر راننده مینی‌بوس چشم‌ آبی کل ابیات فروغ را با جان و دل بوییدم و به‌خاطر سپردم؛ اما نشد آن‌چه که باید می‌شد و سرنوشت طور دیگری او را در مسیر زندگی‌ام قرار داد.

برای مطالعه رمان‌های پرطرفدار نودهشتیا کلیک کنید:

رمان سفر در تاریخ ایران زمین | sabaya کاربر انجمن نودهشتیا

رمان گندم زار رایان | زهره تقیزاده کاربر انجمن نودهشتیا

قسمتی از رمان غریبه ای آشناتر از همه از سایت نودهشتیا

با صدای الناز از خاطرات کودکی‌ام به دوران کنونی سُر خوردم، هنوز لبخند کم‌رنگ یادآوریِ آن سال‌ها گوشه‌ی لبم چشمک می‌زد. به سمتش نگاه کردم، چقدر چهره‌اش شبیه چهره‌ی جوانی خودم بود، با این تفاوت که روی گونه‌ی سمت چپم نزدیک به خط لب دو خال کوچک سیاه به موازات هم قرار دارند که به نوعی چهره‌ی من را خاص کرده؛ اما در نگاه‌های او شیطنت و بانمکی موج می‌زند که خواستنی‌ترش می‌کند.

– سلام مامان گلم، خسته نباشی!

 کلاسورش را روی میز گذاشته به سمتم خم شد و گونه‌ام را بوسید.

– سلام الناز خانم، زود اومدی.

 چشمان مشکی‌اش را به طرز بانمکی گرد کرد.

– امتحان دادم و اومدم دیگه، یادت رفته بود؟!

  سرم را به تایید حرفش بالا و پایین کردم.

-آهان! راست میگی، حواسم نبود.

 بو کشیده چشمانش برق زد.

– آخ جون! نهار لوبیا پلو داریم؟!

– آره، البته اگه کمک کنی زودتر از دست اینا خلاص بشم.

 و به لوبیاهای پخش شده‌ی روی میز اشاره زدم. دستانش را به طرز بانمکی روی چشمانش کشید.

– به روی چشم! لباس‌هام رو عوض کنم، اومدم.

 الناز همان‌طور که کلاسورش را برداشته از آشپزخانه خارج میشد، پرسید:

– امیر کی میاد؟

-برای نهار میاد، با دوستاش رفته زمین فوتبال.

سرش را برگردانده شیطنت کرد.

-این پسره آخر سر یه دست و پایی خرد نکنه ول کن فوتبال نمیشه!

به رویش چشم‌ غره رفتم.

– خدا نکنه مامان، زبونت رو گاز بگیر.

 یاد برادرم مهران افتادم، مهران چهار سال از من بزرگ‌تر، ولی همیشه رفتارش نسبت به من پدر‌گونه بود. یعنی همان‌طور که مهربانی و دلسوزی پدرها را داشت، مثل آن‌ها هم سخت‌گیر و غیرتی بود. مهران هم عاشق فوتبال بود و همیشه در دوران کودکی و نوجوانی زانوهای شلوارش پاره بود، البته وقتی بزرگ‌تر شد حرفه‌ای‌تر هم بازی می‌کرد؛ ولی آن دوران مصادف با زمان انقلاب و جنگ شد و کم- کم از عشقش فاصله گرفته، به عشقی بزرگ‌تر از ورزش دست پیدا کرد. درست می‌گویند که حلال‌زاده به داییش می‌رود.

 امیر هم از لحاظ قیافه و هم خصوصیات اخلاقی، شباهت بسیاری به مهران داشت و من هم عاشق این شباهت‌ها بودم.

الناز به آهستگی و حالتی که حاکی از شرم و خجالت داشت پرسید:

– مامان به بابا گفتی؟

 باز هم بدون این‌که بخواهم از دنیای خیالم بیرون کشیده شدم.

– هان! چی؟!

 با حرص لوبیای در دستش را داخل سبد انداخته و غر زد.

– مامان! قضیه‌ی احسان رو.. .

 حواسم جمع حالتش شده، سر تکان دادم.

-آهان! خواستگاری رو میگی.

دانلود رمان‌های جدید نودهشتیا:

دانلود رمان سایه های ققنوس از نیلوفر آبی کاربر انجمن نودهشتیا

دانلود رمان تینار از سایت نودهشتیا

خلاصه کتاب

مشخصات دانلود رمان غریبه ای آشناتر از همه از نودهشتیا

📌 نام رمان: غریبـه ای آشناتر از همــه 

✍️ نویسنده: شاهـــرخ | کاربر انجمن نودهشتیا 

📚 ژانر: عاشقانه، اجتماعی

📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپ‌تاپ، سیستم، آیفون

❤️خلاصه دانلود رمان غریبه ای آشناتر از همه از سایت نودهشتیا:

اکنون مادری هستم با دو فرزند که نتیجه‌ی یک زندگی تحمیلی اما سراسر تجربه است. روزی دختری پُر شور و هیجان‌زده از عشق و زندگی بودم که برای به‌دست آوردن لذت زندگی با پسر راننده مینی‌بوس چشم‌ آبی کل ابیات فروغ را با جان و دل بوییدم و به‌خاطر سپردم؛ اما نشد آن‌چه که باید می‌شد و سرنوشت طور دیگری او را در مسیر زندگی‌ام قرار داد.

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    غریبه‌ای آشناتر از همه
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده
    شاهرخ (م.م.ر)
  • صفحات
    384
  • منبع تایپ
    انجمن نودهشتیا
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
کامنت ها

  • آریاناعالی بود، توصیه میکنم حتما بخونید...
  • مهروااای افتضااااح و مزخرف، یه رمان بی سر و ته که از زبون ۱۰۰ نفر گفته شد و اصلا تو...
  • نسترنسلام.فایل رمان رو خریداری کردم...
  • مدیر سایتفایل رمان براتون ارسال شد...
  • راحیلبا خوندن قسمتی از داستان خیلی ذوق کردم که ادامه ش بدم ولی وقتی مبلغ رو پرداخت کر...
  • مدیر سایتمشکل لینک دانلود برطرف شد...
  • ساراچرا دانلود نمیشه 😭...
  • نرگساسم جلد دوم سیاهکار؟...
  • Arielرمانتون عالی بود💛...
  • سایانفوق‌العاده بود🫠🤍...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.