رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
  • دانلود رمان
    دانلود رمان
دانلود رمان یارگیلاما از لبخند زمستان کاربر انجمن نودهشتیا

دانلود رمان یارگیلاما از لبخند زمستان کاربر انجمن نودهشتیا

مشخصات دانلود رمان یارگیلاما از نودهشتیا

📌 نام رمان: یارگیــلامــا (قضاوت کردن)

✍️ نویسنده: لبخنــد زمستـــان | کاربر انجمن نودهشتیا 

📚 ژانر: عاشقانه، مذهبی

📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپ‌تاپ، سیستم، آیفون

خلاصه دانلود رمان یارگیلاما از سایت نودهشتیا:

در دنیایی که عشق و سرنوشت به هم گره خورده‌اند، داستان یارگیلاما روایتگر سفر دو جوان به نام‌های فاطمه و ساسان است.

فاطمه، دختری با روحی آزاد و آرزوهای در دل مانده، در جستجوی از دست داده‌های خود و عشق واقعی‌اش، ماجراهایی را تجربه می‌کند که او را با چالش‌ها و آزمون‌های سختی روبه‌رو می‌کند. ساسان، پسری با قلبی مهربان اما پسری مغرور و جذاب با فرهنگی متفاوت، در تلاش است تا از تنهایی هایش فرار کند و به خود واقعی‌اش دست یابد.

برای مطالعه رمان‌های پرطرفدار نودهشتیا کلیک کنید:

رمان جاذبه‌ی مرگ | Nasim.M کاربر انجمن نودهشتیا

 رمان زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز | Yammakh کاربر انجمن نودهشتیا 

____

قسمتی از رمان یارگیلاما از سایت نودهشتیا 

رضا، پدر مهربان و دلسوزش، باز هم آماده‌ی رفتن شده بود. در آستانه‌ی در، سایه‌اش بر دیوار آشپزخانه افتاده بود و به نظر می‌رسید که زمان، در این لحظه‌ی تلخ، به کندی می‌گذرد.

فاطمه، دخترش، همیشه از آمدنش خوشحال و از رفتنش ناراحت می‌شد! او در گوشه‌ای ایستاده بود و با چشمان بزرگ و معصومش، به پدرش نگاه می‌کرد. غم در چهره‌ی دخترکش هویدا بود و رضا خوب می‌دانست که سرخی چشمانش حاصل خلوت‌های دخترانه‌اش است؛ خلوت‌هایی که پر از آرزوها و ترس‌ها بود!

مادرش، نرگس، کنار دیوار ایستاده بود و با چشمان اشک‌آلودش، همسرش را بدرقه می‌کرد. او دیگر به این خداحافظی‌های سخت و طاقت‌فرسا عادت کرده بود، اما عشقش به رضا، همچنان در دلش شعله‌ور بود. اشک‌هایش مانند باران بهاری بر گونه‌هایش می‌چکید و در دلش غمی عمیق و دلتنگی بی‌پایان را به وجود می‌آورد.

رضا چشم چرخاند و کنار ستون پذیرایی، دخترش فاطمه را دید. لبخند مردانه‌ای زد و با چند قدم بلند جلوی او ایستاد. لبخندش، گرمایی از عشق و امید را به فاطمه منتقل می‌کرد، اما غم در چهره‌اش همچنان باقی بود. فاطمه سعی می‌کرد خوددار باشد و بیشتر از این پدرش را ناراحت نکند.

لبخندی که بر لبش نشسته بود، جز تلخی چیزی را نشان نمی‌داد؛ گویی در دلش طوفانی از احساسات در حال خروش بود.

رضا دست کوچک او را در دستش گرفت و با صدایی نرم و دلنشین گفت:

– دخترم باز هم میرم که دوباره برگردم. پس اخم‌هات رو باز کن.

بعد از حرفش، رضا با اطمینان پلک‌هایش را روی هم گذاشت و در سکوتی پر از احساس، به دخترش نگریست. فاطمه، در حالی که سرش را پایین انداخت، به آرامی سرش را تکان داد. رضا آهی عمیق کشید و گفت:

– فاطمه تو عمر بابایی! نگات رو از بابا نگیر، به من نگاه کن!

فاطمه این‌بار چشمان نمدار و درخشانش را به چشمان عسلی پدرش دوخت. چه‌قدر این چشم‌ها به هم‌دیگر شبیه بودند! در آن لحظه، گویی دو قلب در یک تپش واحد می‌تپیدند. رضا دستش را به آرامی به سمت موهای خرمایی و نسبتا بلندش برد و آن‌ها را به پشت گوشش هدایت کرد. صدای نرم و دلنشینش در فضا پیچید:

– باید به من یه قولی بدی!

فاطمه با کنجکاوی و شگفتی پرسید: چه قولی بابا جون؟

رضا لبخندی زد که در آن عشق و امید به وضوح نمایان بود. نگاهی به نرگس انداخت و دوباره به دختر معصومش چشم دوخت.

– می‌دونی اگه نروم، مدیون امام حسین و حضرت زینب میشم؟

فاطمه سرش را به نشان تائید تکان داد و رضا ادامه داد.

– باید به من قول بدی که تو هم در راه حضرت زینب مجادله کنی؛ تو هم با حفظ حجاب و با ادامه‌ی راه حضرت زینب می‌تونی در این راه پیروز بشی.

فاطمه با اطمینان پلک روی هم گذاشت و لب باز کرد.

– خیالت راحت بابا جون، تا جون دارم راهش رو ادامه میدم .

رضا این بار ب×و×س×ه‌ای سرشار از محبت بر سر دخترش نشاند. بغضش گرفت برای همین بدون هیچ حرفی از در خارج شد. فاطمه صدایش را از در حیاط شنید:

– میرم که برگردم دخترم منتظرم باش!

____

دانلود رمان‌های جدید نودهشتیا:

دانلود رمان همیشه در یاد از آتنا تفنگدار کاربر انجمن نودهشتیا

دانلود رمان تینار از سایت نودهشتیا

خلاصه کتاب

مشخصات دانلود رمان یارگیلاما از نودهشتیا

📌 نام رمان: یارگیــلامــا (قضاوت کردن)

✍️ نویسنده: لبخنــد زمستـــان | کاربر انجمن نودهشتیا 

📚 ژانر: عاشقانه

📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپ‌تاپ، سیستم، آیفون

خلاصه دانلود رمان یارگیلاما از سایت نودهشتیا:

در دنیایی که عشق و سرنوشت به هم گره خورده‌اند، داستان یارگیلاما روایتگر سفر دو جوان به نام‌های فاطمه و ساسان است.

فاطمه، دختری با روحی آزاد و آرزوهای در دل مانده، در جستجوی از دست داده‌های خود و عشق واقعی‌اش، ماجراهایی را تجربه می‌کند که او را با چالش‌ها و آزمون‌های سختی روبه‌رو می‌کند. ساسان، پسری با قلبی مهربان اما پسری مغرور و جذاب با فرهنگی متفاوت، در تلاش است تا از تنهایی هایش فرار کند و به خود واقعی‌اش دست یابد.

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    یارگیلاما (قضاوت کردن)
  • ژانر
    عاشقانه، مذهبی
  • نویسنده
    لبخند زمستان
  • صفحات
    620
  • منبع تایپ
    انجمن نودهشتیا
لینک های دانلود
  • 73 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 1,048 بازدید
  • 0 کامنت
  • برچسب ها:
کامنت ها

  • عادلهوای بمیرم واسه ناهید چقدر دخترم مظلوم بود جیگرم کباب شدددد ساعت چار صبح داشتم وا...
  • Zeynabاین دومین باره که دارم می‌خونمش.....
  • سایانرمان بی نهایت قشنگی بود و طنز عالی‌ای داشت❤️🫶🏻...
  • لعیا فروتنهمین الان تمومش کردم و واقعا لذت بردم. داستان و فضاسازی خیلی خوبی داشت و بعضی دی...
  • لعیاسلام ببخشید میشه بقیه رمانای نویسنده رو هم برام بفرستید؟؟...
  • شیدهقلم جذاب نویسنده باعث شد چندساعته تمومش کنم. ولی کاش پایانش طوری دیگه ای بود.......
  • آریاناعالی بود، توصیه میکنم حتما بخونید...
  • مهروااای افتضااااح و مزخرف، یه رمان بی سر و ته که از زبون ۱۰۰ نفر گفته شد و اصلا تو...
  • نسترنسلام.فایل رمان رو خریداری کردم...
  • مدیر سایتفایل رمان براتون ارسال شد...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.