دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از آهو سایت نودهشتیا
✅ رمان کامل شده

دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از آهو سایت نودهشتیا

  • ✍️ نویسنده: مدیر سایت
  • 📁 ژانر: دانلود رمان
  • 📑 وضعیت پارت: کامل
  • 📅 تاریخ ثبت: 30 آگوست 2026
  • 💰 وضعیت قیمت: 57,000 تومان

📖 خلاصه و گزیده‌ای از رمان:

دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از آهو سایت نودهشتیا

دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از آهو سایت نودهشتیا

مشخصات دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از نودهشتیا

 نویسنده: آهـــــــــــــو

 ژانر: بزرگسال، مافیایی، دارک‌رومنس

خلاصه دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از سایت نودهشتیا:

سوفیا، دختری که ناخواسته جان یک مرد را نجات می‌دهد، اما نمی‌داند آن مرد یکی از بزرگ‌ترین مافیاهای شهر است. 

نودهشتیا مطالعه این رمان ها را به شما پیشنهاد می‌کند:

رمان من و ماه | بهاره شیرین سخن کاربر انجمن نودهشتیا

رمان فردایی نامعلوم | nasin کاربر انجمن نودهشتیا  

قسمتی از دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از نودهشتیا:

بعد از چند دقیقه دوباره سکوت بینمون افتاد.
اون کنار تخت ایستاده بود و من سعی می‌کردم نگاش نکنم، ولی سنگینی حضورش کامل حس می‌شد.
آروم گفتم:
+
میشه بری بیرون؟
چند ثانیه طول کشید تا جواب بده.
+
نه.
اخم کردم.
+
چرا؟
+
چون ممکنه دوباره حالت بد بشه.
حرصی خندیدم.
+
یا شاید می‌ترسی فرار کنم؟
این بار مستقیم تو چشمام نگاه کرد.
+
اگر بخوای فرار کنی، کل شهرم دنبالت می‌گرده.
نفسم بند اومد.
لحنش آروم بود… ولی واقعی.
+
تو روانی‌ای.
آروم شونه بالا انداخت.
+
قبلاً هم گفتم، اینو زیاد شنیدم.
با حرص پتو رو تا روی خودم کشیدم و به سمت دیگه برگشتم.
+
از دیدنت خسته شدم.
چند لحظه هیچ صدایی نیومد.
فکر کردم شاید رفته، ولی همون موقع صدای نزدیک شدن قدم‌هاشو شنیدم.
قلبم ناخودآگاه تند شد.
دستم مشت شد زیر پتو.
اما فقط خم شد و آروم پتویی که از روی شونم افتاده بود رو مرتب کرد.
بدنم از تعجب سفت شد.
+
چرا اینجوری نگام می‌کنی؟
صداش خیلی نزدیک بود.
آروم برگشتم سمتش.
نگاهش این بار مثل همیشه سرد نبود…
خسته بود.
+
چون نمی‌فهمم چرا با وجود ترسی که ازم داری، هنوز جلوی من زبون داری.
لبمو گاز گرفتم.
+
شاید چون نمی‌خوام ضعیف به نظر بیام.
چند ثانیه نگام کرد.
بعد خیلی آروم گفت:
+
تو ضعیف نیستی، سوفیا.
اگر بودی، تا الان هزار بار شکسته بودی.

“سوفیا”
بعد از حرفش چند ثانیه ساکت موندم.
نمی‌دونستم باید چی بگم.
هیچ‌کس تا حالا اون‌طوری بهم نگاه نکرده بود… انگار واقعاً می‌فهمه چقدر خسته‌ام.
ولی سریع اون حسو پس زدم.
این همون آدمی بود که باعث همه‌ی این دردها شده بود.
نگاهمو ازش گرفتم و آروم گفتم:
+تو حق نداری این حرفارو بزنی.
اخم خیلی کمرنگی روی صورتش نشست.
+چرا؟
+چون خودت منو شکستی.

رمان های پرطرفدار نودهشتیا را همین حالا بخوانید:

دانلود رمان کلاشینکف از روشنا اسماعیل زاده نویسنده انجمن نودهشتیا

دانلود رمان عشقی زیر خاکستر از غزال گرائیلی نویسنده انجمن نودهشتیا

📥 لینک‌های دریافت و مطالعه رمان

جهت دانلود نسخه کامل یا پیگیری پارت‌های آنلاین از گزینه‌های زیر استفاده کنید:

✨ رمان‌های پیشنهادی دیگر

💬 دیدگاه‌ها و نظرات شما درباره این رمان

گفتگو درباره این پارت

10 دیدگاه

نظر یا احساس‌تون درباره این پارت چیه؟

  • … 2 ماه پیش

    داستان بسیار زیبا بود و به یاد موندنی

  • معصومه خدابنده‌لو 2 ماه پیش

    یکی از قشنگترین رمانایی که خوندمم

  • ماهیتا 2 ماه پیش

    عالی

  • naziiii 2 ماه پیش

    رمان هیجان انگیززززز

  • نیکو 2 ماه پیش

    بالاخره یه رمان مافیایی خوب خوندم بعد مدت ها
    با تشکر از نویسنده

  • مهسان نورنزاد 2 ماه پیش

    لذت بردم از این قلم و روایت.
    خسته نباشید میگم به نویسنده محترمش

  • ریحــــ!ــــــان 2 ماه پیش

    خوشم اومد

  • NINA 2 ماه پیش

    رمان جذابی که حالا حالاها یادم نمیره ….

  • مبینا جعفرپورنژاد 2 ماه پیش

    وای خیلی دوسش داشتم اومدم کامنت بذارم برم دوباره بخونممممش

  • کوالا 2 هفته پیش

    جذاب ترین رمان وجود ندا…

دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از آهو سایت نودهشتیا
🔐 ورود جهت خرید

✍️ قلم زیبایی داری؟ به جمع نویسندگان بپیوند!

اگر رمان، داستان یا نوشته‌ای داری، همین حالا وارد انجمن شو و آثارت رو با نام خودت منتشر کن.

نویسنده شو