✅ رمان کامل شده
دانلود رمان دختر مو حنایی از آیدا اکبری نویسنده اختصاصی نودهشتیا
📖 خلاصه و گزیدهای از رمان:

دانلود رمان دختر مو حنایی از آیدا اکبری نویسنده اختصاصی نودهشتیا
مشخصات دانلود رمان دختر مو حنایی از نودهشتیا
نویسنده: آیدا اکبری
ژانر: عاشقانه
خلاصه دانلود رمان دختر مو حنایی از سایت نودهشتیا:
دختر مو حنایی و خواننده ای که از عاشق شدن فراری بود…
نودهشتیا مطالعه این رمان ها را به شما پیشنهاد میکند:
رمان به جای خواهرم | فاطیما هاشمی کاربر انجمن نودهشتیا
رمان من و ماه | بهاره شیرین سخن کاربر انجمن نودهشتیا
قسمتی از دانلود رمان دختر مو حنایی از نودهشتیا:
صدای جیغ هوادارها کل سالن رو برداشته بود.
— آرش! آرش! دوستت داریم!
آرش روی صحنه ایستاده بود؛ با کت مشکی و نگاهی سرد که حتی وسط آن همه جمعیت هم لبخند نمیزد. میکروفون را بالا آورد و آخرین آهنگش را خواند.
وقتی آهنگ تمام شد، بدون اینکه برای هوادارها دست تکان بدهد، سریع وارد پشت صحنه شد.
مدیر برنامهاش دنبالش دوید.
— آرش! حداقل یه لبخند بزن، مردم فکر میکنن از همه بدت میاد!
آرش با اخم گفت:
— خب اشتباه فکر نمیکنن.
— تو واقعاً از همه دخترا متنفری؟
آرش لحظهای سکوت کرد.
— از عشق بدم میاد. دختر و پسر هم نداره.
همان لحظه درِ اتاق باز شد.
دختری با موهای کلهحناییِ بلند و فر، یک جعبه بزرگ در دستش، وارد شد.
— ببخشید… اینجا اتاق شماره سهست؟
آرش با تعجب نگاهش کرد.
— بله.
رُزا لبخند زد.
— پس اشتباه اومدم!
برگشت که برود، اما پایش به سیم روی زمین گیر کرد.
جعبه از دستش افتاد و چندین لباس روی زمین پخش شد.
آرش زیر لب گفت:
— عالی شد…
رُزا سرش را بالا آورد.
— چی گفتی؟
— گفتم خیلی حرفهای وارد شدی.
رُزا چشمهایش را ریز کرد.
— تو همیشه اینقدر بداخلاقی؟
مدیر برنامه آرش خشکش زد.
هیچکس جرئت نداشت اینطوری با آرش حرف بزند.
آرش هم برای اولین بار بعد از مدتها، لبخند خیلی کوچکی زد.
— تو همیشه اینقدر پررویی؟
رُزا شانه بالا انداخت.
— فقط جلوی آدمای مغرور.
آرش نگاهش کرد.
برای چند ثانیه، هیچکدام چیزی نگفتند.
و آرش هنوز نمیدانست همین دختر موحنایی قرار است تمام قوانین قلبش را به هم بریزد…
دختر موحنایی و خوانندهای که از عشق فرار میکرد
آرش چند ثانیه به رُزا خیره ماند.
— اسمت چیه؟
رُزا در حالی که لباسها را از روی زمین جمع میکرد گفت:
— چرا؟ میخوای ازم شکایت کنی؟
آرش ابرو بالا انداخت.
— نه. فقط کنجکاو شدم.
— رُزا.
آرش اسمش را زیر لب تکرار کرد:
— رُزا…
مدیر برنامه سریع گفت:
— آرش، این همون دختره که برای طراحی لباس کنسرت جدید اومده.
آرش با تعجب به رُزا نگاه کرد.
— این؟!
رُزا بلند شد و با اخم گفت:
— “این” یعنی چی؟ من گوش دارمها!
مدیر برنامه خندهاش گرفت.
آرش سرد گفت:
— فقط انتظار نداشتم طراح لباس اینقدر…
— چی؟
— پرحرف باشه.
رُزا لبخند زد.
— و منم انتظار نداشتم خواننده معروف اینقدر اخمو باشه.
آرش چیزی نگفت.
رُزا لباسها را برداشت و از اتاق بیرون رفت.
مدیر برنامه به آرش نگاه کرد و خندید.
— فکر کنم بالاخره یکی پیدا شد که ازت نمیترسه.
رمان های پرطرفدار نودهشتیا را همین حالا بخوانید:
دانلود رمان عبدالله از ملیکا ملازاده نویسنده انجمن نودهشتیا
دانلود رمان آزموده (فصل دوم آزمند) از عسل اکبری نویسنده اختصاصی نودهشتیا
📥 لینکهای دریافت و مطالعه رمان
جهت دانلود نسخه کامل یا پیگیری پارتهای آنلاین از گزینههای زیر استفاده کنید:
گفتگو درباره این پارت
اولین نفری باشید که حس و حالش را بعد از خواندن این پارت مینویسد!