رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
دانلود رمان دختر مو حنایی از آیدا اکبری نویسنده اختصاصی نودهشتیا

دانلود رمان دختر مو حنایی از آیدا اکبری نویسنده اختصاصی نودهشتیا

مشخصات دانلود رمان دختر مو حنایی از نودهشتیا

نویسنده: آیدا اکبری

 ژانر: عاشقانه

خلاصه دانلود رمان دختر مو حنایی از سایت نودهشتیا:

دختر مو حنایی و خواننده ای که از عاشق شدن فراری بود… 

نودهشتیا مطالعه این رمان ها را به شما پیشنهاد می‌کند:

رمان به جای خواهرم | فاطیما هاشمی کاربر انجمن نودهشتیا

رمان من و ماه | بهاره شیرین سخن کاربر انجمن نودهشتیا 

قسمتی از دانلود رمان دختر مو حنایی از نودهشتیا:

صدای جیغ هوادارها کل سالن رو برداشته بود.

— آرش! آرش! دوستت داریم!

آرش روی صحنه ایستاده بود؛ با کت مشکی و نگاهی سرد که حتی وسط آن همه جمعیت هم لبخند نمی‌زد. میکروفون را بالا آورد و آخرین آهنگش را خواند.

وقتی آهنگ تمام شد، بدون اینکه برای هوادارها دست تکان بدهد، سریع وارد پشت صحنه شد.

مدیر برنامه‌اش دنبالش دوید.

— آرش! حداقل یه لبخند بزن، مردم فکر می‌کنن از همه بدت میاد!

آرش با اخم گفت:

— خب اشتباه فکر نمی‌کنن.

— تو واقعاً از همه دخترا متنفری؟

آرش لحظه‌ای سکوت کرد.

— از عشق بدم میاد. دختر و پسر هم نداره.

همان لحظه درِ اتاق باز شد.

دختری با موهای کله‌حناییِ بلند و فر، یک جعبه بزرگ در دستش، وارد شد.

— ببخشید… اینجا اتاق شماره سه‌ست؟

آرش با تعجب نگاهش کرد.

— بله.

رُزا لبخند زد.

— پس اشتباه اومدم!

برگشت که برود، اما پایش به سیم روی زمین گیر کرد.

جعبه از دستش افتاد و چندین لباس روی زمین پخش شد.

آرش زیر لب گفت:

— عالی شد…

رُزا سرش را بالا آورد.

— چی گفتی؟

— گفتم خیلی حرفه‌ای وارد شدی.

رُزا چشم‌هایش را ریز کرد.

— تو همیشه این‌قدر بداخلاقی؟

مدیر برنامه آرش خشکش زد.

هیچ‌کس جرئت نداشت این‌طوری با آرش حرف بزند.

آرش هم برای اولین بار بعد از مدت‌ها، لبخند خیلی کوچکی زد.

— تو همیشه این‌قدر پررویی؟

رُزا شانه بالا انداخت.

— فقط جلوی آدمای مغرور.

آرش نگاهش کرد.

برای چند ثانیه، هیچ‌کدام چیزی نگفتند.

و آرش هنوز نمی‌دانست همین دختر موحنایی قرار است تمام قوانین قلبش را به هم بریزد…

دختر موحنایی و خواننده‌ای که از عشق فرار می‌کرد

آرش چند ثانیه به رُزا خیره ماند.

— اسمت چیه؟

رُزا در حالی که لباس‌ها را از روی زمین جمع می‌کرد گفت:

— چرا؟ می‌خوای ازم شکایت کنی؟

آرش ابرو بالا انداخت.

— نه. فقط کنجکاو شدم.

— رُزا.

آرش اسمش را زیر لب تکرار کرد:

— رُزا…

مدیر برنامه سریع گفت:

— آرش، این همون دختره که برای طراحی لباس کنسرت جدید اومده.

آرش با تعجب به رُزا نگاه کرد.

— این؟!

رُزا بلند شد و با اخم گفت:

— “این” یعنی چی؟ من گوش دارم‌ها!

مدیر برنامه خنده‌اش گرفت.

آرش سرد گفت:

— فقط انتظار نداشتم طراح لباس این‌قدر…

— چی؟

— پرحرف باشه.

رُزا لبخند زد.

— و منم انتظار نداشتم خواننده معروف این‌قدر اخمو باشه.

آرش چیزی نگفت.

رُزا لباس‌ها را برداشت و از اتاق بیرون رفت.

مدیر برنامه به آرش نگاه کرد و خندید.

— فکر کنم بالاخره یکی پیدا شد که ازت نمی‌ترسه. 

رمان های پرطرفدار نودهشتیا را همین حالا بخوانید:

دانلود رمان عبدالله از ملیکا ملازاده نویسنده انجمن نودهشتیا

دانلود رمان آزموده (فصل دوم آزمند) از عسل اکبری نویسنده اختصاصی نودهشتیا

رمان ساختمان سایه
پیشنهاد ویژه

رمان ساختمان سایه

پس از ماه‌ها دوندگی، وام مسکن به حسابش واریز شده و مائده، صاحب یک واحد هشتاد متری در ساختمان سایه می‌شود. او خیال می‌کند گذشته‌اش را فراموش کرده؛ حال آن‌که آقای گذشته‌، در واحد روبرویی سکونت دارد...

مطالعه آنلاین
رمان داریوش بی تاج
پیشنهاد ویژه

رمان داریوش بی تاج

بعد مرگ رییس باند تاج، وراثت به جای پسر خوندش داریوش، رسید به سامیار عیاش! اما برگشت دختر رییس باند به ایران همه چیزو عوض کرد؛ حالا داریوش برای پس گرفتن تاج باید با دختری که هوس و شهوتشو بعد سالها بیدار کرده بود میجنگید!

مطالعه آنلاین
خلاصه کتاب

خلاصه دانلود رمان دختر مو حنایی از سایت نودهشتیا:

داستان دختر مو حنایی و خواننده ای که از عاشق شدن فراری بود... 

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    دختر مو حنایی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    آیدا اکبری
  • صفحات
    236
  • منبع تایپ
    انجمن نودهشتیا
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
کامنت ها

  • مبینا جعفرپورنژادوای خیلی دوسش داشتم اومدم کامنت بذارم برم دوباره بخونممممش...
  • NINAرمان جذابی که حالا حالاها یادم نمیره .......
  • آرامرمان های مهدیه جون همیشه خوب هستن من عاشق رمان داهول شدم. حتما بهتون پيشنهاد می‌...
  • آرامرمان های مهدیه جون همیشه خوب هستن من عاشق رمان داهول شدم...
  • گَندُمَکـــم!..😞خیلی شکوفه رو اذیت کرد ولی وقتی عاشق شد کلا یه آدم دیگه شد عاشق اون قسمت شدم که...
  • آسناجلد دوم رو بزار😩...
  • Roshanaهانی جان قلمت انقدر خفن بود که نگم ازش عالی هستی عزیزکم...
  • مهسان نورنزادلذت بردم از این قلم و روایت. خسته نباشید میگم به نویسنده محترمش...
  • ملیکاملازادهعالی بود عزیزم عاشق داستان هایی هستم که داخلش بچه ها هم هستن...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.