رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
دانلود رمان ملک نیاز از فاطمه حکیمی کاربر انجمن نودهشتیا

دانلود رمان ملک نیاز از فاطمه حکیمی کاربر انجمن نودهشتیا

مشخصات رمان ملک نیاز از سایت نودهشتیا

📌 نام رمان: ملک نیاز ✍️ نویسنده: فاطمه حکیمی 📚 ژانر: اجتماعی، تاریخی، تراژدی 📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپ‌تاپ، سیستم، آیفون

خلاصه رمان ملک نیاز از نودهشتیا:

نامش لطیف همچو گلبرگی بر شاخساریست و قلبش رئوف اما اسیر تلاطم روزگاریست.

شاید یک دختر معمولی باشد و شاید فراتر از آنچه دیده می شود، این را اتفاق مشخص می کند. حادثه، حادثه ای به درازای گذشته ای تلخ. حادثه از یک اتفاق آغاز شد و شجاعت تنها راهی بود که باقی ماند. در سرگذشتی پر فراز و فرود مهربان ترین ها نیز مجبور به دفاعند.

 آرام ترین ها مجبور به خشونت و زندگی برای آن دختر اجباری جاویدان شد و اورا همیشه در پی تحولی عظیم می آزمود.

برای مطالعه رمان‌های جدید نودهشتیا کلیک کنید:

رمان زافیر از انجمن نودهشتیا

رمان مادمازل جیزل از انجمن نودهشتیا

قسمتی از رمان ملک نیاز نودهشتیا:

نگاهم به سمت صندوقی که کنج اتاقک بود افتاد. به سمتش پا تند کردم و آروم رو به روش روی زمین موکت کرده زهوار در رفته، زانو زدم. دستم رو به سمت صندوق بردم و بازش کردم. مردمک چشم هام روی صندوقچه کوچیکی که داخلش جا خوش کرده بود ثابت موند.

 دستم رو از پشت به سمت گردنم بردم و کلید رو که همیشه مثل یک گردنبد قیمتی دور گردنم آویزون بود، باز کردم. رمان ملک نیاز

 گردنبدم که حاوی کلید بود رو به سمت قفلش بردم و با اولین چرخش صدای باز شدنش، لبخند روی لب هام نشست. هجوم خاطرات به سمتم حمله ور شدن! با همون حالت شگفت زده زیر لب زمزمه کردم: من بازم اومدم رفیق کوچولو فکر نکن فراموشت کردم. کیسه ی مخمل کوچیک رو توی دست هام لمس و بازش کردم. محتوای کیسه توی دست راستم افتاد و درخشید!

دوباره لبخند کم جون و تلخی روی لب هام نقش بست! درخشش این و بهم می گفت که اونم مثل من دل تنگه! دل تنگ درد و دل های همیشگی، دل تنگ کنار هم بودنمون. اینکه مثل الان توی دست هام بگیرم و لمسش کنم، تا اونم حس زیبای دل تنگی و وجود ناراحتم رو حس کنه.

الان نمی تونستم بهش فرصت رفع دل تنگی رو بدم. سریع داخل کیسه بر گردوندمش. در صندوقچه ی کوچیک رو بستم و قفلش کردم. رمان ملک نیاز

 کلید رو دوباره دور گردنم آویزون کردم تا خواستم صندوقچه رو داخل صندوق بزرگ بزارم در، با شدت باز شد و یکی با جیغ و داد گفت: آبجی مَلِک… آبجی مَلِک…!

با اینکه سعی در پنهان کردن صندوقچه داشتم و پشتم به کسی که صدام زده بود، با لحن خشنی توپیدم: برو بیرون… خودم میام.

کمی که گذشت صدای قدم های یک نفر اومد و بسته شدن در ناشی از رفتنش بود. یک نفس آسوده کشیدم و سریع صندوقچه رو داخل صندوق بزرگ جا دادم و پارچه ی آبی کم رنگ رنگ و رو رفته ی روش رو هم مرتب کردم. سریع بلند شدم و بعد از مرتب کردن و تکون دادن خاک لباس هام، به سمت در اتاقک پا تند کردم و ازش بیرون رفتم.

با چهره ای جدی و لحن آرومی گفتم: کی بود صدام زد؟ یکی از بچه ها که سرش پایین بود و تیشرت رنگ و رو رفته ی زرد و شلوار کهنه و خاکی مشکیش برام آشنا بود، با مظلومیت به سمتم اومد و گفت: سلام آبجی مَلک من بودم. لبخند مهربونی به روش پاشیدم و گفتم: تویی صابر! چرا یک دفعه توی اتاق اومدی پسر؟ رمان ملک نیاز

برای دانلود رمان جدید نودهشتیا کلیک کنید:

دانلود رمان دستامو ول نکن نودهشتیا

دانلود رمان جبر و اجبار نودهشتیا

رمان ساختمان سایه
پیشنهاد ویژه

رمان ساختمان سایه

پس از ماه‌ها دوندگی، وام مسکن به حسابش واریز شده و مائده، صاحب یک واحد هشتاد متری در ساختمان سایه می‌شود. او خیال می‌کند گذشته‌اش را فراموش کرده؛ حال آن‌که آقای گذشته‌، در واحد روبرویی سکونت دارد...

مطالعه آنلاین
رمان داریوش بی تاج
پیشنهاد ویژه

رمان داریوش بی تاج

بعد مرگ رییس باند تاج، وراثت به جای پسر خوندش داریوش، رسید به سامیار عیاش! اما برگشت دختر رییس باند به ایران همه چیزو عوض کرد؛ حالا داریوش برای پس گرفتن تاج باید با دختری که هوس و شهوتشو بعد سالها بیدار کرده بود میجنگید!

مطالعه آنلاین
خلاصه کتاب

مشخصات رمان ملک نیاز از سایت نودهشتیا 

📌 نام رمان: ملک نیاز ✍️ نویسنده: فاطمه حکیمی 📚 ژانر: اجتماعی، تاریخی، تراژدی 📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپ‌تاپ، سیستم، آیفون

خلاصه رمان ملک نیاز از نودهشتیا:

نامش لطیف همچو گلبرگی بر شاخساریست و قلبش رئوف اما اسیر تلاطم روزگاریست.

شاید یک دختر معمولی باشد و شاید فراتر از آنچه دیده می شود، این را اتفاق مشخص می کند. حادثه، حادثه ای به درازای گذشته ای تلخ. حادثه از یک اتفاق آغاز شد و شجاعت تنها راهی بود که باقی ماند. در سرگذشتی پر فراز و فرود مهربان ترین ها نیز مجبور به دفاعند.

 آرام ترین ها مجبور به خشونت و زندگی برای آن دختر اجباری جاویدان شد و اورا همیشه در پی تحولی عظیم می آزمود.

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    ملک نیاز
  • ژانر
    اجتماعی، تاریخی، تراژدی
  • نویسنده
    فاطمه حکیمی
  • طراح کاور
    Alba
  • صفحات
    ۴۶۵
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
کامنت ها

  • مبینا جعفرپورنژادوای خیلی دوسش داشتم اومدم کامنت بذارم برم دوباره بخونممممش...
  • NINAرمان جذابی که حالا حالاها یادم نمیره .......
  • آرامرمان های مهدیه جون همیشه خوب هستن من عاشق رمان داهول شدم. حتما بهتون پيشنهاد می‌...
  • آرامرمان های مهدیه جون همیشه خوب هستن من عاشق رمان داهول شدم...
  • گَندُمَکـــم!..😞خیلی شکوفه رو اذیت کرد ولی وقتی عاشق شد کلا یه آدم دیگه شد عاشق اون قسمت شدم که...
  • آسناجلد دوم رو بزار😩...
  • Roshanaهانی جان قلمت انقدر خفن بود که نگم ازش عالی هستی عزیزکم...
  • مهسان نورنزادلذت بردم از این قلم و روایت. خسته نباشید میگم به نویسنده محترمش...
  • ملیکاملازادهعالی بود عزیزم عاشق داستان هایی هستم که داخلش بچه ها هم هستن...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.