رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
دانلود داستان گودال مرگ از نسیم معرفی نویسنده انجمن نودهشتیا

دانلود داستان گودال مرگ از نسیم معرفی نویسنده انجمن نودهشتیا

مشخصات دانلود داستان گودال مرگ از نودهشتیا

نام داستان: گودال مرگ

نویسنده: نسیم معرفی (Nasim.m)

ژانر: ترسناک، تخیلی

فرمت: PDF

خلاصه دانلود داستان گودال مرگ از نودهشتیا:

سه دختر، تنها در دل تاریکی، از خانه راهی جستجوی شادی و خوشبختی می‌شوند. اما خوشی‌شان کوتاه است و مسیرشان به بداقبالی و وحشتی غیرقابل تصور می‌رسد. راهی که می‌خواست شادی بیاورد، سرنوشت‌شان را به بیچارگی و ترس می‌کشاند.

 

 

برای مطالعه رمان‌های جذاب نودهشتیا کلیک کنید:

رمان جاذبه‌ی مرگ | نسیم معرفی کاربر انجمن نودهشتیا

 رمان کلوچه خرمایی | روشنا اسماعیل زاده کاربر نودهشتیا

 

قسمتی از دانلود داستان گودال مرگ نودهشتیا:

احساس خفگی داشت، نفسش در سینه حبس شده بود و هر تلاشی می‌کرد بی‌فایده بود.

دست‌هایی نامرئی و سرد روی دهانش فشرده می‌شدند، گویی موجودی از تاریکی، از پشت سر، می‌خواست جانش را بدزدد.

اشک در چشمانش حلقه زد، صورتش از فشار و ترس سرخ شد، رنگ خون گرفت.

صدای نفس‌های خودش بلند و سنگین به گوشش می‌رسید و همه‌چیز تاریک و لرزان بود.

دست‌هایش بی‌حس و آرام سر خوردند و رها شدند، اما وحشت همچنان در بدنش موج می‌زد.

دیگر هیچ حسی نداشت؛ جانش در آستانه‌ی رفتن بود.

در همان لحظاتِ آخر، پیش از بستن چشمانش، خودش را دید! بهت‌زده، در حالی که مرگ خود را تماشا می‌کرد؛ سایه‌ای از خود در تاریکی که آرام به سمتش می‌خزید.

سپس، چشمان اشک‌آلودش آرام بسته شد.

صدایی آشنا، خشن و لرزان، در گوشش پیچید؛ نامش را می‌خواند، اما حالتی غیرواقعی داشت.

***

با وحشت از جا پرید، انگار هنوز در همان خفگی بود. نمی‌توانست نفس بکشد، فریاد بزند یا اطرافش را ببیند.

مایعی سرد روی صورتش پاشیده شد؛ لرزان و گیج چشم گشود.

چشم‌هایش با وحشت اطراف را گشتند، ترگل و پرنیان، با نگاه‌هایی پر از نگرانی، روبه‌ رویش بودند.

نفسی از آسودگی کشید، اما دلش هنوز می‌لرزید.

صدای پرنیان، نگران و لرزان، فضای تاریک را شکست:

– چی شده دختر؟ نگران شدیما!

آتریسا به سمتش برگشت؛ پرنیان با اخم، لیوان آبی در دست، بالای سرش ایستاده بود.

لبخندی زورکی زد و گفت:

– ببخشید نگرانتون کردم، فقط خواب می‌دیدم.

ترگل نگاهش را از جاده گرفت و زیر لب گفت:

– اون بیشتر شبیه کابوس بود تا خواب.

آتریسا سکوت کرد. حق با او بود! دیدن مرگ خود، در چشمان خویش، در تاریکی مطلق، ترسناک‌تر از هر کابوسی بود.

او هنوز در فکر بود که ماشین دوباره به راه افتاد.

ترگل پشت فرمان، پرنیان کنار او و موسیقی شادی که در فضا می‌پیچید.

اما آتریسا تکیه داد، به پنجره نگاه کرد، لبخندش آرام رنگ باخت و جای خودش را به اخم داد.

– دخترا؟

آن دو حواسشان به روبه‌ رو بود.

با شنیدن صدای آتریسا فقط گفتند:

– هوم؟

آتریسا کمی بلندتر گفت:

– ما کجاییم؟ همین چند دقیقه پیش توی جاده بودیم!

با حرفش هر دو از خواب فکری‌شان بیرون آمدند.

ترگل پایش را از روی پدال برداشت، ماشین ایستاد و موسیقی خاموش شد. دانلود داستان گودال مرگ
از ماشین خارج شدند و اطرافشان را با احتیاط بررسی کردند.

ترگل پریشان دستی بر پیشانیش کشید و زبانی در دهان چرخاند.

– خیلی عجیبه، قبل از این‌که چیزی بگیم، ما وسط یه جاده بودیم، دو سمت‌مون پر درخت بود و راه طولانی بود!

انگشت‌هایش را به سمت چشم‌هایش گرفت و با حرص ادامه داد:

– با همین چشمام داشتم درختا رو نگاه می‌کردم، باور کنید!

پرنیان و آتریسا تا آن لحظه سکوت کرده بودند. شب تاریک شده بود و هیچ راه فراری دیده نمی‌شد؛ اما ناگهان، جلو چشمشان کویر بی‌پایان گسترده شد.

پرنیان خسته به ماشین تکیه داد و گفت:

– حالا که کار از کار گذشته و شب شده، نمی‌تونیم کاری کنیم. امشب هم همین‌جا می‌مونیم، صبح زود حرکت می‌کنیم.

برای دانلود رمان جدید نودهشتیا کلیک کنید:

دانلود رمان حجرة تنهایی از نسیم معرفی کاربر انجمن نودهشتیا

دانلود رمان بی صدا برای تو از المیرا نجاتی نویسنده انجمن نودهشتیا

رمان ساختمان سایه
پیشنهاد ویژه

رمان ساختمان سایه

پس از ماه‌ها دوندگی، وام مسکن به حسابش واریز شده و مائده، صاحب یک واحد هشتاد متری در ساختمان سایه می‌شود. او خیال می‌کند گذشته‌اش را فراموش کرده؛ حال آن‌که آقای گذشته‌، در واحد روبرویی سکونت دارد...

مطالعه آنلاین
رمان داریوش بی تاج
پیشنهاد ویژه

رمان داریوش بی تاج

بعد مرگ رییس باند تاج، وراثت به جای پسر خوندش داریوش، رسید به سامیار عیاش! اما برگشت دختر رییس باند به ایران همه چیزو عوض کرد؛ حالا داریوش برای پس گرفتن تاج باید با دختری که هوس و شهوتشو بعد سالها بیدار کرده بود میجنگید!

مطالعه آنلاین
خلاصه کتاب

خلاصه دانلود داستان گودال مرگ از نودهشتیا:

سه دختر، تنها در دل تاریکی، از خانه راهی جستجوی شادی و خوشبختی می‌شوند. اما خوشی‌شان کوتاه است و مسیرشان به بداقبالی و وحشتی غیرقابل تصور می‌رسد. راهی که می‌خواست شادی بیاورد، سرنوشت‌شان را به بیچارگی و ترس می‌کشاند.

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    دانلود داستان گودال مرگ
  • ژانر
    ترسناک
  • نویسنده
    نسیم معرفی
  • طراح کاور
    سایان
  • صفحات
    44
  • منبع تایپ
    انجمن نودهشتیا
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • Roshana
    24 می 2026 | 19:56

    اثار عالی بانو نسیم معرفی به شدت پیشنهاد میکنم🤍

  • غزال گرائیلیمرسییی قشنگمم...
  • روشنااشتباه تایپی* غزال* قهقهه...
  • روشناوای جلدش🥹 وای قلم قشنگ غزل… چه رمانی واو🤍...
  • melikaوای عاشقش شدم:) تردید نکنید تو خوندنش دوستان...
  • علی اکبرقلم جذابی داشتن نویسنده یجاهایی واقعن نفسم حبس میشد از شدت هیجان...
  • Sharareانقدر در طول رمان حرص می خوردم که دلم میخواس گوشیو پرت کنم!!! خداروشکر پایانش خو...
  • نیلوفر امامیقشنگترین رمانی بود که تا حالا خوندم دلم نمیخواس تموم شه...
  • ملیکاملازادهفدات بشم من...
  • سایه مولویوای بالاخره رمانی که این‌همه منتظرش بودم منتشر شد😍💗😍💗...
  • مبینا جعفرپورنژادوای خیلی دوسش داشتم اومدم کامنت بذارم برم دوباره بخونممممش...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.