رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از آهو سایت نودهشتیا

دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از آهو سایت نودهشتیا

مشخصات دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از نودهشتیا

 نویسنده: آهـــــــــــــو

 ژانر: بزرگسال، مافیایی، دارک‌رومنس

خلاصه دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از سایت نودهشتیا:

سوفیا، دختری که ناخواسته جان یک مرد را نجات می‌دهد، اما نمی‌داند آن مرد یکی از بزرگ‌ترین مافیاهای شهر است. 

نودهشتیا مطالعه این رمان ها را به شما پیشنهاد می‌کند:

رمان من و ماه | بهاره شیرین سخن کاربر انجمن نودهشتیا

رمان فردایی نامعلوم | nasin کاربر انجمن نودهشتیا  

قسمتی از دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از نودهشتیا:

بعد از چند دقیقه دوباره سکوت بینمون افتاد.
اون کنار تخت ایستاده بود و من سعی می‌کردم نگاش نکنم، ولی سنگینی حضورش کامل حس می‌شد.
آروم گفتم:
+
میشه بری بیرون؟
چند ثانیه طول کشید تا جواب بده.
+
نه.
اخم کردم.
+
چرا؟
+
چون ممکنه دوباره حالت بد بشه.
حرصی خندیدم.
+
یا شاید می‌ترسی فرار کنم؟
این بار مستقیم تو چشمام نگاه کرد.
+
اگر بخوای فرار کنی، کل شهرم دنبالت می‌گرده.
نفسم بند اومد.
لحنش آروم بود… ولی واقعی.
+
تو روانی‌ای.
آروم شونه بالا انداخت.
+
قبلاً هم گفتم، اینو زیاد شنیدم.
با حرص پتو رو تا روی خودم کشیدم و به سمت دیگه برگشتم.
+
از دیدنت خسته شدم.
چند لحظه هیچ صدایی نیومد.
فکر کردم شاید رفته، ولی همون موقع صدای نزدیک شدن قدم‌هاشو شنیدم.
قلبم ناخودآگاه تند شد.
دستم مشت شد زیر پتو.
اما فقط خم شد و آروم پتویی که از روی شونم افتاده بود رو مرتب کرد.
بدنم از تعجب سفت شد.
+
چرا اینجوری نگام می‌کنی؟
صداش خیلی نزدیک بود.
آروم برگشتم سمتش.
نگاهش این بار مثل همیشه سرد نبود
خسته بود.
+
چون نمی‌فهمم چرا با وجود ترسی که ازم داری، هنوز جلوی من زبون داری.
لبمو گاز گرفتم.
+
شاید چون نمی‌خوام ضعیف به نظر بیام.
چند ثانیه نگام کرد.
بعد خیلی آروم گفت:
+
تو ضعیف نیستی، سوفیا.
اگر بودی، تا الان هزار بار شکسته بودی.

“سوفیا”
بعد از حرفش چند ثانیه ساکت موندم.
نمی‌دونستم باید چی بگم.
هیچ‌کس تا حالا اون‌طوری بهم نگاه نکرده بود… انگار واقعاً می‌فهمه چقدر خسته‌ام.
ولی سریع اون حسو پس زدم.
این همون آدمی بود که باعث همه‌ی این دردها شده بود.
نگاهمو ازش گرفتم و آروم گفتم:
+تو حق نداری این حرفارو بزنی.
اخم خیلی کمرنگی روی صورتش نشست.
+چرا؟
+چون خودت منو شکستی.

رمان های پرطرفدار نودهشتیا را همین حالا بخوانید:

دانلود رمان کلاشینکف از روشنا اسماعیل زاده نویسنده انجمن نودهشتیا

دانلود رمان عشقی زیر خاکستر از غزال گرائیلی نویسنده انجمن نودهشتیا

رمان ساختمان سایه
پیشنهاد ویژه

رمان ساختمان سایه

پس از ماه‌ها دوندگی، وام مسکن به حسابش واریز شده و مائده، صاحب یک واحد هشتاد متری در ساختمان سایه می‌شود. او خیال می‌کند گذشته‌اش را فراموش کرده؛ حال آن‌که آقای گذشته‌، در واحد روبرویی سکونت دارد...

مطالعه آنلاین
رمان داریوش بی تاج
پیشنهاد ویژه

رمان داریوش بی تاج

بعد مرگ رییس باند تاج، وراثت به جای پسر خوندش داریوش، رسید به سامیار عیاش! اما برگشت دختر رییس باند به ایران همه چیزو عوض کرد؛ حالا داریوش برای پس گرفتن تاج باید با دختری که هوس و شهوتشو بعد سالها بیدار کرده بود میجنگید!

مطالعه آنلاین
خلاصه کتاب

خلاصه دانلود رمان وقتی مرگ لبخند زد از سایت نودهشتیا:

سوفیا، دختری که ناخواسته جان یک مرد را نجات می‌دهد، اما نمی‌داند آن مرد یکی از بزرگ‌ترین مافیاهای شهر است. 

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    وقتی مرگ لبخند زد
  • ژانر
    عاشقانه، بزرگسال، مافیایی، دارک رومنس
  • نویسنده
    آهـــو
  • صفحات
    573
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • 24 آگوست 2026 | 21:00

    داستان بسیار زیبا بود و به یاد موندنی

  • معصومه خدابنده‌لو
    31 آگوست 2026 | 15:50

    یکی از قشنگترین رمانایی که خوندمم

  • ماهیتا
    31 آگوست 2026 | 15:51

    عالی

  • naziiii
    1 سپتامبر 2026 | 12:31

    رمان هیجان انگیززززز

  • نیکو
    1 سپتامبر 2026 | 13:50

    بالاخره یه رمان مافیایی خوب خوندم بعد مدت ها
    با تشکر از نویسنده

  • مهسان نورنزاد
    3 سپتامبر 2026 | 13:47

    لذت بردم از این قلم و روایت.
    خسته نباشید میگم به نویسنده محترمش

  • ریحــــ!ــــــان
    11 سپتامبر 2026 | 00:10

    خوشم اومد

  • NINA
    16 سپتامبر 2026 | 19:48

    رمان جذابی که حالا حالاها یادم نمیره ….

  • مبینا جعفرپورنژاد
    16 سپتامبر 2026 | 19:49

    وای خیلی دوسش داشتم اومدم کامنت بذارم برم دوباره بخونممممش

  • مبینا جعفرپورنژادوای خیلی دوسش داشتم اومدم کامنت بذارم برم دوباره بخونممممش...
  • NINAرمان جذابی که حالا حالاها یادم نمیره .......
  • آرامرمان های مهدیه جون همیشه خوب هستن من عاشق رمان داهول شدم. حتما بهتون پيشنهاد می‌...
  • آرامرمان های مهدیه جون همیشه خوب هستن من عاشق رمان داهول شدم...
  • گَندُمَکـــم!..😞خیلی شکوفه رو اذیت کرد ولی وقتی عاشق شد کلا یه آدم دیگه شد عاشق اون قسمت شدم که...
  • آسناجلد دوم رو بزار😩...
  • Roshanaهانی جان قلمت انقدر خفن بود که نگم ازش عالی هستی عزیزکم...
  • مهسان نورنزادلذت بردم از این قلم و روایت. خسته نباشید میگم به نویسنده محترمش...
  • ملیکاملازادهعالی بود عزیزم عاشق داستان هایی هستم که داخلش بچه ها هم هستن...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.