رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
دانلود رمان گل صبا از نیلوفر صبوری نویسنده انجمن نودهشتیا

دانلود رمان گل صبا از نیلوفر صبوری نویسنده انجمن نودهشتیا

مشخصات دانلود رمان گل صبا از نودهشتیا

 نویسنده: نیلوفر صبوری

 ژانر: عاشقانه، فانتزی

خلاصه دانلود رمان گل صبا از سایت نودهشتیا:

دختر زیبا و معصوم خانی در دهات‌های دورآفتاده‌ی گیلان زندگی راحتی رو به دور از تنش‌ها و سختی‌های روزگار میگذرونه،یکی از روزهایی که مثل هر روز دیگه‌ای از عمرش برای براداشتن آب به چشمه‌ی سر کوه میره اتفاقی موجودی رو با خودش همراه میکنه که وجودش رو فقط از زبون مادرش در غصه‌های شبانه شنیده بوده. 

نودهشتیا مطالعه این رمان ها را به شما پیشنهاد می‌کند:

رمان روایتی دیگر از پری دریایی | غزال گرائیلی کاربر انجمن نودهشتیا

رمان من و ماه | بهاره شیرین سخن کاربر انجمن نودهشتیا 

قسمتی از دانلود رمان گل صبا از نودهشتیا:

در دور دست‌ها،در روستایی پر از آب علف،جایی که تا چشم کار میکنه نعمت‌های بی کران خداوند منان چشم نوازی میکنه دختری زیبا رو با احساسات قوی و لطیف به نام گل صبا زندگی میکنه. 

گل صبا ته تغاری خان روستای سیدان بود که در شمال کشور در منطقه‌ی گیلان زندگی می کرد. 

دخترک با چشم‌های درشت عسلی،پوست سفید بلوری،موهای بلند و مواج خرمایش نشونه‌ی یک دختر اصیل گیلک بود و هر مردی آرزوش بود که اون رو به همسری بگیره اما گل صبا در دنیای خودش تصورات دیگه‌ای داشت. 

اون تا حالا به ازدواج و تشکیل خانواده حتی فکر هم نکرده بود. 

روزها با دام‌ها به دشت و صحرا میرفت و میون گل‌های لاله‌ی وحشی خوابش میبرد. 

گل صبا توی اون محدوده تنها دختری بود که پدرش اجازه‌ی تحصیل رو بهش داده بود. 

روزها از صبح تا ظهر با برادرانش از معلم خصوصی درس یاد می گرفت و بعد ظهرها با دام‌ها به جنگل و دشت می رفت و در احساست خودش غرق میشد. 

اون روز هم مثل روزهای دیگه بعد از تموم شدن درس‌های آقا معلم به جنگل رفته بود و در کنار دام‌ها روی خاک و چمن دراز کشیده بود.

دخترک از بین شاخه و برگ‌ها به نور خورشیدی که لجوجانه اصرار داشت قدرتش رو به رخ بکشه نگاه کرد. 

باد سردی که از بین گیس خاله‌هاش که مار جان(مادر به زبان گیلکی) براش بافته بود میوزید و به گردنش می خورد نشونه‌ از پایان تابستون و شروع پاییز میداد. 

دخترک با ذوق دست راستش رو بالا برد و با باز و بسته کردن انگشت‌های کشیدش نور خورشید رو به بازی گرفت. 

میشی گاو نر خان بابا که علاقه‌ی خاصی به گل صبا داشت آروم بهش نزدیک شد و کنارش نشست،به عادت همیشگی سرش رو روی سینه‌ی گل صبا گذاشت تا گل صبا صورت نرمالوش رو نو ازشش کنه. 

گل صبا با اومدن میشی خنده کنان دستی به پیشونیش کشید و با هیجان شروع به درد و دل کردن کرد جوری که انگار یه ادم جلوشه نه یه گاو. 

– میدونی میشی،امروز اقا معلم داشت راجب ادبیات و داستان لیلی و مجنون حرف میزد. 

– اون از عشق میگفت،از حسی که دست خود آدم نیست و دل بخواه نمیتونی داشته باشیش،منظورم اینه که نمیتوی خودت رو مجبور کنی که عاشق یه نفر بشی. 

دخترک یک دفعه ساکت شد،به خودش و میشی نگاهی انداخت،سری از روی تاسف تکون داد و بحث رو عوض کرد. 

– تورو خدا ببین دارم با یه گاو راجب چی ها حرف میزنم!

میشی که انگار از حرف گل صبا ناراحت شده باشه مایی کرد و سرش رو جهت مخالف دختر برگردوند. 

گل صبا از حرکت میشی خندش گرفت و توی جاش نشست. 

– ببخشید …منظورم این نبود که تو احساس نداری و حرف‌هام رو نمیفهمی،در اصل این آدم‌ها هستن که من رو نمیفهمن. 

دستش رو روی تنه‌ی تنومند درخت روبه روش گذاشت. 

مثل قلبی که میتپه،مثل سینه‌ای که با نفس کشیدن بالا و پایین میشه گل صبا کف دستش تنفس و تپش درخت رو حس میکرد. 

رمان های پرطرفدار نودهشتیا را همین حالا بخوانید:

دانلود رمان عشق به قید وثیقه از سایه مولوی نویسنده اختصاصی نودهشتیا

دانلود رمان آخرین نگهبان شعله از زینب چرمگر نویسنده نودهشتیا

رمان ساختمان سایه
پیشنهاد ویژه

رمان ساختمان سایه

پس از ماه‌ها دوندگی، وام مسکن به حسابش واریز شده و مائده، صاحب یک واحد هشتاد متری در ساختمان سایه می‌شود. او خیال می‌کند گذشته‌اش را فراموش کرده؛ حال آن‌که آقای گذشته‌، در واحد روبرویی سکونت دارد...

مطالعه آنلاین
رمان داریوش بی تاج
پیشنهاد ویژه

رمان داریوش بی تاج

بعد مرگ رییس باند تاج، وراثت به جای پسر خوندش داریوش، رسید به سامیار عیاش! اما برگشت دختر رییس باند به ایران همه چیزو عوض کرد؛ حالا داریوش برای پس گرفتن تاج باید با دختری که هوس و شهوتشو بعد سالها بیدار کرده بود میجنگید!

مطالعه آنلاین
خلاصه کتاب

خلاصه دانلود رمان گل صبا از سایت نودهشتیا:

دختر زیبا و معصوم خانی در دهات‌های دورآفتاده‌ی گیلان زندگی راحتی رو به دور از تنش‌ها و سختی‌های روزگار میگذرونه،یکی از روزهایی که مثل هر روز دیگه‌ای از عمرش برای براداشتن آب به چشمه‌ی سر کوه میره اتفاقی موجودی رو با خودش همراه میکنه که وجودش رو فقط از زبون مادرش در غصه‌های شبانه شنیده بوده. 

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    گل صبــا
  • ژانر
    عاشقانه، فانتزی
  • نویسنده
    نیلوفر صبوری
  • صفحات
    137
  • منبع تایپ
    انجمن نودهشتیا
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • ایلماه
    27 آگوست 2026 | 03:24

    من که خیلی دوستش داشتم😍

  • مبینا جعفرپورنژادوای خیلی دوسش داشتم اومدم کامنت بذارم برم دوباره بخونممممش...
  • NINAرمان جذابی که حالا حالاها یادم نمیره .......
  • آرامرمان های مهدیه جون همیشه خوب هستن من عاشق رمان داهول شدم. حتما بهتون پيشنهاد می‌...
  • آرامرمان های مهدیه جون همیشه خوب هستن من عاشق رمان داهول شدم...
  • گَندُمَکـــم!..😞خیلی شکوفه رو اذیت کرد ولی وقتی عاشق شد کلا یه آدم دیگه شد عاشق اون قسمت شدم که...
  • آسناجلد دوم رو بزار😩...
  • Roshanaهانی جان قلمت انقدر خفن بود که نگم ازش عالی هستی عزیزکم...
  • مهسان نورنزادلذت بردم از این قلم و روایت. خسته نباشید میگم به نویسنده محترمش...
  • ملیکاملازادهعالی بود عزیزم عاشق داستان هایی هستم که داخلش بچه ها هم هستن...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.