دخترک وامانده از وضعیت نابسامانش در کشورش، پس از فروختن کلیهاش تمامی مراحل فرار را طی میکند تا از طریق قاچاق از آن مرز و بوم رهایی یابد. روز موعود قاچاقچیها پس از ربودن تمام ثروت همراهش، او را به درون دریا میاندازند.
دخترک میمیرد اما در دنیایی موازی زنده میشود؛ دنیایی که در آن همه چیز وارونه است، از زندگی روزمرهی عجیب مردم گرفته تا قوانین غریبش. او که با اصول آن دنیا آشنا نیست بلافاصله پس از حادثهای روانهی زندان میشود.
خلاصه: رستوران “بلادبورن” (Bloodborn) حالا یه شجرهی دویست ساله از خدمت به جامعه خونآشامی داره. حکومت انگلستان اونها رو به رسمیت شناخت و بهشون مجوز ساخت این رستوران رو داد، اما با دو شرط سخت!حالا که نوهی بلادبورنِ بزرگ، نارسیس، این رستوران رو به دست گرفته، فقط یک اشتباه کافیه تا ارثیهی خانوادگیش به گاف بره و پلمب بشه. گرگینهها در سایه لبخند میزنن و بازرسِ احمق، مورد هدف خشمِ نارسیس قرار میگیره…
من راوک، وکیل پایه یک دادگستری برای اینکه سری توی سرها در بیاورم از هیچ کاری دریق نکرده ام. گذشته ام را گردن نمی گیرم و تمام هم غمم آینده ای غنی و ثروتمند و البته تاکید می کنم در تنهایی بود. همه چیز خوب پیش می رفت، تا اینکه بی وجدان ها سرم کلاه گذاشتند. خانه ای که به تازگی خردیم را به دو نفر فروخته بودند. من و مردک شلخته ی اسمش را نبر که ثانیه ای ماندن در کنار او برایم عذاب آسمانی بود…
بوی گس تعفن، عطر تلخ مرگ و بوی نای تنهایی، مزاج بیحس زندگی را کر کرده بود. در فنجان عاری از سیاهی، فال دستان بیگناهی درآمده که چرکین به هرسو چنگ میانداخت. مرگ؛ واژهی نابی که در خانهای تنگ، میان دستان بیحسی که بلور اشک از انگشتانش غلتیده میشد، بدل به زندگانی بود و خواب؛ مصیبتی که وهله را برای شکار حقایق در صید نگاهی نگران، باز میکرد.
پای خواببازی که به میان میآمد، فریاد سکوتهای خفه در حنجره، حواس را کیشومات میکرد و افسار را به دست خوابگری میداد که نگاهش گیر نگاههای زخمخوردهی روزگار بود. ورق بُر خورد و قرعه به نام سرباز حاکم بر بازی افتاد که مشتش در گره کور طالعی نحس برده بود. ته این قرعه بالاتر از سیاهی بدل بود و سرش منتهی به تکگل ساقهشکستهای که گویا کلامش خفه در نگاههای پرحرفی بود که آفتاب، رنگ سکوت را به مردمکهای ترسیدهاش حکم میزد.
باوان دختر بیست سالهای که سرگرم زندگی و دلخوشیهای کوچک خودش با کسی که دوسش داره هست. طی سرنوشت، با مافیای شهر آشنا میشه و زندگیشون بههم گره میخوره اما این تمام ماجرا نیست و زمانی که فکر میکرد زندگی روی خوشش رو بهش نشون داده، توی یه تاریکی مطلق غرق میشه و ...
راموس گرگینهای است از نسل آلفا و جانشین پادشاهی، اما با چند تفاوت فاحش.تفاوتهایی که سرزمینی را به خط نابودی میکشانند و طایفهای را درگیر فتنه میکنند، اما چیزی در این تفاوتها پنهان شده است.راز در پس این تفاوتها چیست؟! آیا قرار است دنیا همیشه روی بدش را به راموس نشان دهد؟! شاید هم برای تغییر باید منتظر یک معجزه بود؛ معجزهای از جنس عشق!
مشخصات دانلود رمان غریبه ای آشناتر از همه از نودهشتیا
نام رمان: غریبـه ای آشناتر از همــه
نویسنده: شاهـــرخ | کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
فرمت: PDF مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون
خلاصه دانلود رمان غریبه ای آشناتر از همه از سایت نودهشتیا:
اکنون مادری هستم با دو فرزند که نتیجهی یک زندگی تحمیلی اما سراسر تجربه است. روزی دختری پُر شور و هیجانزده از عشق و زندگی بودم که برای بهدست آوردن لذت زندگی با پسر راننده مینیبوس چشم آبی کل ابیات فروغ را با جان و دل بوییدم و بهخاطر سپردم؛ اما نشد آنچه که باید میشد و سرنوشت طور دیگری او را در مسیر زندگیام قرار داد.
فرمت: PDF مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون
❤️خلاصه دانلود رمان سایه های ققنوس از سایت نودهشتیا:
جهان، پسرعموی نیلوفر، عشق او را نادیده گرفته و با آیلین ازدواج میکند. دلشکسته و پر از خشم، نیلوفر خود را در دنیای تاریک و بیرحم مافیای روسیه پیدا میکند و از دختری آسیبپذیر به زنی مرموز و قاتل به نام «ویسپرا»، سایه ققنوس، تبدیل میشود.
سالها بعد، دختر کوچولوی جهان ربوده شده و به روسیه منتقل میشود. اکنون جهان، در دام ترس و امید، مجبور است از ویسپرا کمک بخواهد.
اما آیا سایه ققنوس، با قلبی پر از انتقام و خاطرات عشق گذشته، دست او را خواهد گرفت… یا این بار زمان انتقام فرا رسیده است؟
فرمت: PDF مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون
خلاصه دانلود رمان یارگیلاما از سایت نودهشتیا:
در دنیایی که عشق و سرنوشت به هم گره خوردهاند، داستان یارگیلاما روایتگر سفر دو جوان به نامهای فاطمه و ساسان است.
فاطمه، دختری با روحی آزاد و آرزوهای در دل مانده، در جستجوی از دست دادههای خود و عشق واقعیاش، ماجراهایی را تجربه میکند که او را با چالشها و آزمونهای سختی روبهرو میکند. ساسان، پسری با قلبی مهربان اما پسری مغرور و جذاب با فرهنگی متفاوت، در تلاش است تا از تنهایی هایش فرار کند و به خود واقعیاش دست یابد.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.