

📌 نام رمان: ابتلا ✍️ نویسنده: کهکشان 📚 ژانر: اجتماعی 📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون
خلاصه رمان ابتلا از نودهشتیا:
پناه، دختری از جنس تندبادهاست؛ پیچیده در مه صبر و سایهی سختی. در هر سقوط، دوباره برخاست، بیآنکه قامتش خم شود یا دلش بلرزد. نه فریاد زد، نه جا زد؛ فقط جلو رفت، با زخمهایی که لبخند شدند. میان تلخی روزگار. ابتلا قصهاش قصهی دختریست که از درد عبور کرد و به شعله آرامش دستی کشید.

📌 نام دلنوشته: دلنوشته های یواشکی ✍️ نویسنده: الناز سلمانی 📚 ژانر: عاشقانه 📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون
مقدمه دلنوشته های یواشکی از نودهشتیا:
شبها، وقتی همه خوابند، سکوت خانه انگار صدای درونم را واضحتر میکند. دیگر نیازی نیست لبخندی بزنم که روحم را خسته کند، نیازی نیست وانمود کنم که همهچیز خوب است.
در این ساعتهای خلوت، خودم هستم و خودم… میتوانم برای لحظهای نفس بکشم، بیهیچ نقابی، بیهیچ تظاهر، بیهیچ فشار. اما گاهی با خودم فکر میکنم… چرا روزها نباید همینقدر واقعی باشم؟ چرا نباید اجازه بدهم که دنیا مرا همانگونه که هستم ببیند؟
شاید اگر خود واقعیام را بیشتر دوست داشته باشم، دیگر شبها تنها پناهگاهم نباشند…

📌 نام رمان: سیاهکار (جلد اول) ✍️ نویسنده: زهرا بهمنی 📚 ژانر: عاشقانه، پلیسی 📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون
خلاصه رمان سیاهکار از نودهشتیا:
سیاهکار، روایت سیاه بازیهای زندگی است. مافیاها به طرز آشکاری در شهر پرسه میزنند و مانند یک گرگ در یک شب ناب، زوزه کلتهایشان بلند میشود، نیش ظالمانه خود را برای شخصی تیز میکنند و در آخر... نیلارز تنها در هفت روز آمیخته به سیاهیهای زندگی میشود و در یک شب که پدرش... چه میشود؟ در شبهای مافیا قصه من، چه کسی مورد هدف خواهد گرفت؟!

📌 نام داستان: خون بهای وفاداری ✍️ نویسنده: سحر تقی زاده 📚 ژانر: تراژدی، معمایی، مافیایی 📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون
خلاصه داستان خون بهای وفاداری از نودهشتیا:
لارا، دختری به اجبار پدر ناتنیاش از شوهرش طلاق میگیرد تا جان برادرش را نجات دهد. در حالی که درگیر مسائل خانوادگی و تهدیدات مافیا است،لارا مجبور میشود وارد دنیای خطرناک مافیا شود و به مردی که پدر ناتنیاش او را برای ازدواج به او معرفی کرده، نزدیک شود. اما وقتی لارا در یک روز مرگبار خیانت شوهر سابقش را با پدر ناتنیاش کشف میکند، تصمیم میگیرد با کینه و انتقام، هر سه نفر را از میان بردارد. در یک شب خونین، لارا نه تنها مرد مافیا را به قتل میرساند، بلکه شوهر سابق و پدر ناتنیاش را نیز در کشتاری هولناک از پای درمیآورد.

مقدمه دانلود دلنوشته کوچه پس کوچه های شهر از نودهشتیا:
هفتهها، روزها، ساعتها، دقیقهها و ثانیهها گذشتهاند ولی هنوز آخرین نگاهت، اخرین نگاهم یادم نرفته. هر شب به شوق دیدنت از پنجره اتاقی که تمام زندگیام را با تو تصور کردم، تماشاگر خیابانهای تاریک شهر میشوم تا شاید برق چشمانت از میان آن همه تاریکی باز هم برایم دلبری کند.

خلاصه دانلود داستان عشق در لحظه های بارانی از نودهشتیا:
رها کودک بود، اما قلبی پر از نور داشت. او نمیخواست تنها از تاریکیهای زندگیاش رها شود، بلکه میخواست مادری که در سایههای گذشته گم شده بود، به سوی روشنایی هدایت کند. در مسیر پر پیچ و خم زندگی، رها آموخت که حتی یک کودک میتواند نیرویی بزرگ برای تغییر باشد، نیرویی که با عشق و بیپایانی، خانوادهاش را از تاریکیها نجات دهد.

خلاصه دانلود رمان داستان جزیره از نودهشتیا:
داستان در ارتباط با دختری به اسم باران است که برای فراموش کردن عشق سابقش و شروع کردن زندگی جدید، وارد جزیره میشه اما سرنوشت در سفرش اتفاقات جدیدی را برایش رقم میزند و ...

خلاصه دانلود رمان زخم ناسور از نودهشتیا:
این رمان داستان زندگی فردیست که پس از پشت سر گذاشتن مشکلات به دنبال یک فرصت دوباره برای شروع یک زندگی جدید است اما اینبار و در زندگی جدیدش هم دچار چالشها و سختیهایی میشود که... .

📌 نام داستان: ملقب به ابوالعاص ✍️ نویسنده: آتنا ملازاده 📚 ژانر: مذهبی 📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون
خلاصه داستان ملقب به ابوالعاص از نودهشتیا:
آنچه در داستان ملقب به ابوالعاص میخوانید... من زینب، دختر پیامبر بزرگ اسلام و دختر خدیجه بزرگ، خواهر فاطمه سرور بانوان جهان! من زینب؛ همسر پسر خالهام قاسم، ملقب به ابوالعاص... من زینب؛ دختی که مثل دیگر خواهرانش به اسلام روی آورد اما همسرش، نه!

📌 نام داستان: برای دیگران ✍️ نویسنده: فاطمه یوسفی 📚 ژانر: اجتماعی 📥 فرمت: PDF 📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون
خلاصه داستان برای دیگران از نودهشتیا:
پیرمرد تعادل احساساتش از دستش در رفته بود، حد وسطش را گم کرده ولی همچنان با درد و فلاکت به زندگی سنجاق شده بود. پیرمرد تعادل احساساتش از دستش در رفته بود، حد وسطش را گم کرده ولی همچنان با درد و فلاکت به زندگی سنجاق شده بود.
این داستان برگرفته از واقعیت است.









