رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
  • دانلود رمان
    دانلود رمان
دانلود رمان تنها یاد او از محیا سمامی نویسنده انجمن نودهشتیا

دانلود رمان تنها یاد او از محیا نویسنده انجمن نودهشتیا

مشخصات دانلود رمان تنها یاد او از نودهشتیا

 نام رمان: تنها یاد او

 نویسنده: محیا سمامی

 ژانر: عاشقانه، جنایی، تراژدی

خلاصه دانلود رمان تنها یاد او از سایت نودهشتیا:

گاهی عشق‌های واقعی هیچ‌وقت فرصت شکفتن پیدا نمی‌کنند. گاهی آدم‌ها برای همیشه از خانه‌ای کوچک به نام قلب می روند و فقط عکس یا شایدم نه، خاطره از آن‌ها می‌ماند.

در همین داستان هم همین موضوع مطرح است.

همیشه خداحافظی  وجود دارد اما کسی نمی‌داند آیا این خداحافظی با شکست مواجه شده یا به خیر و خوشی تمام شده.

داستان زنی است که آخرش با خداحافظی تمام می‌شود ماننده همه داستان‌های دیگر اما کسی نمی‌داند این خداحافظی با چه اتفاقی تمام شده است…

مطالعه رمان های پیشنهادی نودهشتیا:

رمان آغوش | آتنا(ملیکا) ملازاده کاربر انجمن نودهشتیا

رمان فرود | romanceword کاربر انجمن نودهشتیا

قسمتی از دانلود رمان تنها یاد او از سایت نودهشتیا:

روز کریسمس بود امشب ، دخترم جین و دو نوه‌ام اوریانا و الیزابت را برای شب کریسمس به خانه‌ام دعوت کرده بودم اسم من مرکل است.

خانه‌ی من در امریکا درشهر لوس آنجلس و خانه دخترم در آمستردام است.

جلوی در خانه،خیابان ها و سقف خانه‌ها برف نشسته بود و می‌شود گفت از زمستان سال پیش سردتر بود.

همه در خانه‌های خودشان بودند و از پنجره خانه‌هایشان می.شود عشق را لمس کرد لبخندی که موقع خوردن کیک بر لب‌های آن خانواده می‌نشیند امید به زندگی می‌دهد.

من با خود فکر کردم اگر او می‌ماند من هم یعنی ما هم همین‌طور لبخند می‌زدیم و یک عمر در حسرت عشق نمی‌ماندیم.

البته او خواست بماند اما دست سرنوشت بد خط نوشت و لحظه‌های خوش مارا در یک لحظه از ما گرفت.

ساعت هشت‌ونیم است و مهمان‌هایم ساعت نه می‌رسند.

می‌خواهم امشب بهترین شبی باشد که من بعد از چهل سال تجربه کنم اما یک حسی درونم می‌گوید نه امشب هم مثل شب‌های دیگر در منجلاب بدبختی خود هستی و هنوز در نیامده ای اما من سعی کردم این حس را از درونم بیرون کنم و همین کار را کردم.

ساعت نه

صدای در بلند شد سریع رفتم در را باز کردم تا مهمان‌هایم در سرما نمانند.

ـ سلام مامان.

ـ سلام مامان بزرگ

مرکل جین و اوریانا و الیزابت را بغل کرد و گفت

ـ خیلی دلم براتون تنگ شده بود.

جین گفت

ـ ماهم همین‌طور

 یک نگاهی به دور و بر کردم و گفتم

ـ جین، دنیل کجاست؟

جین سریع لبخند زد و گفت

ـ مامان ما سرده‌مونه بریم داخل‌. دانلود رمان تنها یاد او

و بعد همه به داخل خانه رفتند. می‌دانستم که اگه جین بخواهد به یک سوالی جواب ندهد سریع لبخند میزد و بحث رو عوض میکرد و این عادت را از من به ارث برده بود برای همین هم  دیگر سوالی نپرسیدم.

میز غذا را آماده کردم به همراه جین، اوریانا و الیزابت سر میز نشستیم و بوقلمون شکم پر را سر میز گذاشتم.

ـ خیل خوب حالا دعا می‌کنیم.

و باهم زیر لب گفتیم:

ـ خدایا ما را بیامرز، به خانه‌های‌مان روشنی بده، دل ما را از تاریکی‌ها دور کن، امشب هر نفسی که می‌کشیم به یادمان بیاور که عشق حتی در سردترین روز هم می‌روید، اگر کسی از ما دور شد نگهش‌دار و اگر کسی مانده محافظش باش.

ـ آمین. رمان تنها یاد او را می خوانید.  رمان تنها یاد او

سکوتی خانه را فرا گرفت من گفتم:

ـ خدایا به کسانی نگاه کن که پشت لبخندشان هزار غم نهفته است.

به عاشقانی که اسمشان کنار هم گفته نمی‌شود.

آدم هایی که امشب را بدون کسی که دوستشان دارند سر میکنند.

دانلود رمان‌های جدید نودهشتیا:

دانلود رمان زیبای تاریک از غزل سرخ نویسنده انجمن نودهشتیا

دانلود رمان بی صدا برای تو از المیرا نجاتی نویسنده انجمن نودهشتیا

خلاصه کتاب

خلاصه دانلود رمان تنها یاد او از سایت نودهشتیا:

گاهی عشق‌های واقعی هیچ‌وقت فرصت شکفتن پیدا نمی‌کنند. گاهی آدم‌ها برای همیشه از خانه‌ای کوچک به نام قلب می روند و فقط عکس یا شایدم نه، خاطره از آن‌ها می‌ماند.

در همین داستان هم همین موضوع مطرح است.

همیشه خداحافظی  وجود دارد اما کسی نمی‌داند آیا این خداحافظی با شکست مواجه شده یا به خیر و خوشی تمام شده.

داستان زنی است که آخرش با خداحافظی تمام می‌شود ماننده همه داستان‌های دیگر اما کسی نمی‌داند این خداحافظی با چه اتفاقی تمام شده است

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    تنها یاد او
  • ژانر
    عاشقانه، تراژدی، جنایی
  • نویسنده
    محیا سمامی
  • ویراستار
    سارا حسن پور
  • منبع تایپ
    انجمن نودهشتیا
لینک های دانلود
  • 80 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 241 بازدید
  • 0 کامنت
  • برچسب ها:
کامنت ها

  • Roshanaچری لیدی بعد از خوندن اثار درحال تایپت عجیب این رمان من رو جذب کرد مطمئنم عالیه...
  • ایلماهعالی بود جانا وحشتناک از خوندنش لذت بردم...
  • Roshanaعالی سایه جان موفق باشی...
  • غزال گرائیلیای جوونم مرسییی از لطفت هانیه جانم🫂❤️😚باعث افتخاره برام...
  • غزال گرائیلیقربونت برم روشنای عزیزم نظر لطفته🫂❤️😚...
  • زینب چرمگرجون به قلم و ایده👍😍😉...
  • هانیهترکیب ایده بامزه با قلم حرفه‌ای رو مشاهده می‌کنید...
  • هانیهقشنگ‌ترین رمانایی که خوندم همیشه به قلم غزالِ عزیزم بوده بریم که اینم بخونیم و ک...
  • Asalعاشق این رمانممم🥹...
  • بانوعاشقش شدم رمان مورد علاقم...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.