رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
دانلود رمان بوسه خونین از سایت نودهشتیا

دانلود رمان بوسه خونین از سایت نودهشتیا

مشخصات دانلود رمان بوسه خونین از نودهشتیا

 نویسنده: بوسه

 ژانر: عاشقانه، مافیایی، انتقامی

خلاصه دانلود رمان بوسه خونین از سایت نودهشتیا:

گاهی یک اتفاق تمام زندگی آدم را زیر و رو می‌کند…
اِلای دختری که ناخواسته وارد دنیایی تاریک و پر از راز می‌شود. میان دو مرد مرموز و قدرتمند گرفتار می‌شود، مردانی که هر کدام گذشته‌ای خونین اسراری پنهان و هدفی متفاوت دارند.
در میان خیانت و انتقام و عشق و دشمنی و رازهایی که یکی‌یکی فاش می‌شوند، او باید تصمیمی بگیرد که نه‌تنها سرنوشت خودش بلکه زندگی همه اطرافیانش را تغییر خواهد داد.

قسمتی از دانلود رمان بوسه خونین از سایت نودهشتیا:

آرکان آلویری دوباره پا به خاک ایتالیا گذاشت.

سرزمینی که خون برادرش را در خود بلعیده بود.

جایی که همه‌چیز از همان‌جا آغاز شد…

و حالا وقت آن رسیده بود که همه‌چیز همان‌جا به پایان برسد.

سرش را بالا گرفت و نگاه سردش روی چراغ‌های دوردست شهر لغزید.

صدایی در ذهنش زنده شد؛ آن‌قدر واضح که انگار نیکان هنوز کنار او ایستاده بود.

“آرکان… یه روز بالاخره صلح میاد.”

لب‌هایش بی‌اختیار به هم فشرده شد.

صلح…

همان رؤیایی که نیکان جانش را برایش داد.

و من…

برای انتقام زنده ماندم.

نسیم سردی از یقه‌ی پالتوی مشکی‌اش گذشت.

آدار بی‌صدا از پشت نزدیک شد و گفت:

ـ همه‌چیز آماده‌ست؛ عمارت، نیروها… و محل استقرار الای جهان‌آرا.

آرکان بدون آن‌که نگاهش را از شهر بگیرد، پرسید:

ـ تنهاست؟

ـ فقط خودش. فعلاً.

ـ کافیه.

برای لحظه‌ای پلک‌هایش را بست.

تصویر دختری با موهای بلند مشکی و چشم‌هایی که روزی مثل خورشید می‌درخشیدند، در ذهنش جان گرفت.

الای…

هنوز صدات توی ذهنمه.

اما این بار…

با بوسه‌ای برمی‌گردم که نجاتت نمی‌ده…

این بار، بوی خون می‌ده.

⸻

^^اِلای^^

باد خنک به صورتم می‌خورد.

موهایم مثل پرچم جنگ در هوا می‌رقصید.

دستم محکم دور فرمان موتور حلقه شده بود، اما سرم را عقب برده بودم و از ته دل می‌خندیدم.

دوربین گوشی بنیتا روشن بود و از ما فیلم می‌گرفت.

آلما، با آن لبخند همیشگی و محتاطش، پشت سرمان نشسته بود و سعی می‌کرد جیغ نزند؛ تلاشی که چندان موفق نبود.

ـ الای، مراقب باش دیوونه!

خندیدم و گاز موتور را بیشتر چرخاندم.

ـ فقط یه شات دیگه! قول می‌دم!

بنیتا از ته دل خندید.

دوباره روی موتور تاب خوردم، دست‌هایم را از روی فرمان برداشتم و در حالی که موتور با سرعت روی آسفالت خیس حرکت می‌کرد، بازوهایم را در هوا گشودم.

باد میان انگشتانم می‌پیچید و برای چند ثانیه، حس می‌کردم هنوز زنده‌ام.

اتوبان خلوت بود.

نور زرد چراغ‌ها روی آسفالت خیس می‌رقصید.

همه‌چیز شبیه آزادی بود…

انگار زندگی برای چند لحظه، دست از دشمنی با من برداشته بود.

اما ناگهان…

صدای خنده‌ها خاموش شد.

دستم را روی فرمان گذاشتم و موتور را به سمت راست کشیدم.

نور چراغ‌های یک خودروی مشکی مقابلمان ظاهر شد.

ماشین درست وسط جاده ایستاد.

چند ثانیه بعد، خودروی دیگری از پشت سر رسید و راه فرار را بست.

زیر لب زمزمه کردم:

ـ چی…؟

قلبم فرو ریخت.

چشم‌هایم بی‌اختیار میان دو خودرو می‌چرخید.

بنیتا جیغ کشید.

آلما ساکت مانده بود.

درب خودروی جلویی باز شد.

صدای قدم‌ها روی آسفالت خیس، مثل شلیک گلوله در شب پیچید.

مردی از میان افرادش جلو آمد.

قدبلند…

با کت چرمی مشکی…

موهای تیره و مرتب…

و چشمانی که حتی از میان سایه‌ها هم سرد و نافذ بودند.

نفسم بند آمد.

نور چراغ روی صورتش افتاد.

نگاهش مستقیم در نگاهم گره خورد.

برای لحظه‌ای، انگار زمان از حرکت ایستاد.

نه من نفس کشیدم…

نه او.

چشم‌هایش…

مثل خود شب بودند.

سرد، بی‌رحم و نفرین‌شده.

لب‌هایش آرام تکان خورد.

ـ بگیرینش.

صدایش مثل تیغه‌ی چاقو در جانم نشست.

دو مرد به سمتم دویدند.

دست‌هایم را گرفتند.

تقلا کردم.

لگد زدم.

گاز گرفتم.

اما انگار با دیوار می‌جنگیدم.

بازوهایم را محکم گرفتند و با زور به زانو وادارم کردند.

نفسم بریده بود اما…

رمان داریوش بی تاج
پیشنهاد ویژه

رمان داریوش بی تاج

بعد مرگ رییس باند تاج، وراثت به جای پسر خوندش داریوش، رسید به سامیار عیاش! اما برگشت دختر رییس باند به ایران همه چیزو عوض کرد؛ حالا داریوش برای پس گرفتن تاج باید با دختری که هوس و شهوتشو بعد سالها بیدار کرده بود میجنگید!

مطالعه آنلاین
رمان ساختمان سایه
پیشنهاد ویژه

رمان ساختمان سایه

پس از ماه‌ها دوندگی، وام مسکن به حسابش واریز شده و مائده، صاحب یک واحد هشتاد متری در ساختمان سایه می‌شود. او خیال می‌کند گذشته‌اش را فراموش کرده؛ حال آن‌که آقای گذشته‌، در واحد روبرویی سکونت دارد...

مطالعه آنلاین
خلاصه کتاب

خلاصه دانلود رمان بوسه خونین از سایت نودهشتیا:

گاهی یک اتفاق تمام زندگی آدم را زیر و رو می‌کند… اِلای دختری که ناخواسته وارد دنیایی تاریک و پر از راز می‌شود. میان دو مرد مرموز و قدرتمند گرفتار می‌شود، مردانی که هر کدام گذشته‌ای خونین اسراری پنهان و هدفی متفاوت دارند. در میان خیانت و انتقام و عشق و دشمنی و رازهایی که یکی‌یکی فاش می‌شوند، او باید تصمیمی بگیرد که نه‌تنها سرنوشت خودش بلکه زندگی همه اطرافیانش را تغییر خواهد داد.

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    بوسه خونین
  • ژانر
    عاشقانه | مافیایی | انتقامی
  • نویسنده
    بوسه
  • صفحات
    1635
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
کامنت ها

  • مدیر سایتسلام و وقت بخیر از لینک زیر اقدام کنید: برای ثبت نام در انجمن، اینجا کلیک کنید...
  • لیاسلام یه سوال دارم چطوری می تونم توی انجمن ثبت نام کنم...
  • نیوشا نیکپورجای کار داشت ولی در نوع خودش واقعا تک بود تا حالا همچین ایده ای ندیده بودم تا وق...
  • sara zamaniسلام روز خوش رمان دلنشین و هیجان انگیزی بود خوندنشو به هرکسی که تردید داره توصیه...
  • زیباوای عالییییی...
  • ستاره درخشان نيا❤️خوشحالم که دوست داشتید روشنا جان...
  • Roshanaچقد از خوندن این رمان لذت بردم قلم خفن نویسنده باعث شد فضاسازی برام خیلی زیبا با...
  • ستاره درخشان نيامرسی ایلماه عزیزم😍...
  • ایلماهوایی رمان ستاره‌ی زیبام خیلی قشنگه موفق باشی...
  • مدیر سایتسلام باید خریداری کنید دوست عزیز...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.