رمان های اختصاصی نودهشتیا
رمان های اختصاصی نویسندگان انجمن نودهشتیا را در اینجا دانلود کنید
رمان های اختصاصی نودهشتیا
دانلود رمان ابد من از المیرا نجاتی نویسنده انحمن نودهشتیا

خلاصه کتاب:

خلاصه دانلود رمان ابد من از سایت نودهشتیا:

دختری زیبا و هنرمند که از بچگی عاشق شریک کاری پدرش میشه و این عشق یه طرفه داستان های زیادی براش به همراه داره، سرنوشت براش اتفاق های زیادی و رقم میزنه وآیا این عشق دردسر ساز همواره کناراو خواهد بود یا خیر...

  • نام کتاب: دانلود رمان ابد من
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: المیرا نجاتی
  • صفحات: 311
دانلود دلنوشته گیتی ام برای گیلاس از ساناز بندی نویسنده انجمن نودهشتیا

خلاصه کتاب:

مقدمه دلنوشته گیتی ام برای گیلاس از نودهشتیا:

تو بذر بودی و من تکه سنگی بی‌ثمر. مگر در اذهان می‌گنجید که یک سنگ این چنان دلِ نداشته‌اش را ببازد! ولیکن اتفاق افتاد؛ تو آمدی و خالقِ ضربان‌های کالبد بی‌قلبم شدی. هرچند هیچ وصول بی‌رنجی در کار نیست؛ پس من تمام اندوه، حسرت و دلتنگی این گذر دوران را با بردباری تاب می‌آورم. و روزی که ای کاش تو، بذر بامزه‌ی من، دوباره در قاب چشمانم نقشت را طرح بزنی

  • نام کتاب: گیتی ام برای گیلاس
  • ژانر: عاشقانه، تراژدی
  • نویسنده: ساناز بندی
  • صفحات: 59
دانلود رمان نقاب ششم از درنا کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه کتاب:

❤️خلاصه دانلود رمان نقاب ششم از سایت نودهشتیا:

وقتی یک شوخی ساده از کنترل خارج می‌شود، قهرمان ناخواسته با حقیقتی روبه‌رو می‌شود که هیچ‌کس جرأت دیدنش را ندارد؛ حقیقتی که پشت جسدی بی‌نقاب کمین کرده است.

با برهم‌خوردن تعادل پنهان شهر، او به‌تدریج به قربانی بعدی آیینی تاریک تبدیل می‌شود؛ آیینی که نسل‌ها زیر نقاب‌های براق خیابان‌ها پنهان مانده.

تلاشش برای نجات، او را قدم‌به‌قدم عمیق‌تر در دل همان تاریکی فرو می‌برد که همیشه می‌خواست از آن بگریزد. 

هرچه به حقیقت نزدیک‌تر می‌شود، مرز میان شکار و شکارچی در مه محو می‌گردد. 

اکنون فقط یک پرسش باقی است. وقتی نقاب‌ها یکی‌یکی می‌افتند، آخرین و هولناک‌ترین چهره کدام خواهد بود؟

  • نام کتاب: نقاب ششم
  • ژانر: تخیلی، معمایی، ترسناک
  • نویسنده: نادیا درساره«درنا»
  • صفحات: 591
دانلود رمان ناصور از المیرا نجاتی کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه کتاب:

❤️خلاصه دانلود رمان ناصور از سایت نودهشتیا:

«نآصور» برای من داستان دختریه که تنها آرزوش درس خواندن بود؛ رؤیایی ساده که تو خانواده‌ای سنتی و سخت‌گیر به یه چیزی ممنوع تبدیل شده بود.

یک شب تاریک همه‌چیز رو عوض می‌کنه... شبی که او در راه دانشگاه ربوده میشه و زندگیش ناگهان زیر سایه‌ای سنگین فرو می‌رود. درست در لحظه‌ای که دیگه امیدی نمانده، غریبه‌ای به کمکش میادو او رو نجات می‌ده. اما یک دروغ تلخ، همه‌چیز رو پیچیده می‌کنه ناجی رو تو چشم دیگران به متهم تبدیل می‌کنه و سرنوشت هر دونفر رو به مسیری می‌کشونه که هیچ‌کدام انتظارش رو نداشتند.

«نآصور» برای من روایت زخم‌هایی که که به این راحتی‌ها خوب نمیشن، حقیقت‌هایی که پشت سکوت پنهان می‌مونن و احساسی که آهسته و بی‌صدا از دل همون تاریکی رشد می‌کنه.

  • نام کتاب: ناصور
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: المیرا نجاتی
  • صفحات: 1943
دانلود رمان سان و آز خاکستری از ساناز بندی کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه کتاب:

❤️خلاصه دانلود رمان سان و آز خاکستری از سایت نودهشتیا:

آز شخصیتِ داستانی به نویسندگیِ سان، در نوشته‌های جنون‌آمیز و آغشته به خون او اسیری بیش نیست. وی با ریسمان‌هایی از جنس واژه، مانندِ عروسکِ خیمه شب بازی، با جسمی بی‌اختیار به سازِ تمامِ نوشته‌های سان، ناچاراً می‌رقصد. اما باید دید که آیا آز در نهایت می‌تواند اختیارش را از سان پس بگیرد یا نه، ماجرا چیز دیگریست؟

  • نام کتاب: سان و آز؛ خاکستری
  • ژانر: جنایی، فلسفی، فانتزی
  • نویسنده: ساناز بندی(یاماخ)
دانلود رمان زندان؛ ن‌‌ادن‌ز از ساناز بندی کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه کتاب:

❤️خلاصه دانلود رمان زندان ن‌دان‌ز از سایت نودهشتیا:

دخترک وامانده از وضعیت نابسامانش در کشورش، پس از فروختن کلیه‌اش تمامی مراحل فرار را طی می‌کند تا از طریق قاچاق از آن مرز و بوم رهایی یابد. روز موعود قاچاقچی‌ها پس از ربودن تمام ثروت همراهش، او را به درون دریا می‌اندازند.

دخترک می‌میرد اما در دنیایی موازی زنده می‌شود؛ دنیایی که در آن همه چیز وارونه است، از زندگی روزمره‌ی عجیب مردم گرفته تا قوانین غریبش. او که با اصول آن دنیا آشنا نیست بلافاصله پس از حادثه‌ای روانه‌ی زندان می‌شود.

  • نام کتاب: زندان، ن‌دان‌ز
  • ژانر: عاشقانه، کمدی سیاه، تخیلی، اجتماعی-انتقادی
  • نویسنده: ساناز بند(یاماخ)
  • صفحات: 672
دانلود رمان طالب و زهره از غزال گرائیلی کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه کتاب:

❤️خلاصه دانلود رمان طالب و زهره از سایت نودهشتیا:

در روزگاران قدیم در شهر آمل، طالب و زهره در یک نگاه عاشق هم شدند و تلاش کردند تا برای هم باشند؛ اما دست روزگار برای آنها، داستان‌هایی رقم زد...

  • نام کتاب: طالب و زهره
  • ژانر: عاشقانه، واقعی
  • نویسنده: غزال گرائیلی
  • صفحات: 270
دانلود رمان ساندویچ با سس خون اضافه اثر هانیه پروین

خلاصه کتاب:

خلاصه: رستوران “بلادبورن” (Bloodborn) حالا یه شجره‌ی دویست ساله از خدمت به جامعه خون‌آشامی داره. حکومت انگلستان اون‌ها رو به رسمیت شناخت و بهشون مجوز ساخت این رستوران رو داد، اما با دو شرط سخت! حالا که نوه‌ی بلادبورنِ بزرگ، نارسیس، این رستوران رو به دست گرفته، فقط یک اشتباه کافیه تا ارثیه‌ی خانوادگیش به گاف بره و پلمب بشه. گرگینه‌ها در سایه لبخند می‌زنن و بازرسِ احمق، مورد هدف خشمِ نارسیس قرار می‌گیره…

رایگان شد!

  • نام کتاب: ساندویچ با سس خون اضافه
  • ژانر: دارک رومنس، گوتیک
  • نویسنده: هانیه پروین
دانلود رمان من شوری از فاطمه عیسی زاده(مهتا)

خلاصه کتاب:

 نام رمان: من شوری 

 نویسنده: فاطمه عیسی زاده  ژانر: عاشقانه، طنز 

 فرمت: PDF 

 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپ‌تاپ، سیستم، آیفون

خلاصه رمان من شوری از نودهشتیا:

من راوک، وکیل پایه یک دادگستری برای اینکه سری توی سرها در بیاورم از هیچ کاری دریق نکرده ام. گذشته ام را گردن نمی گیرم و تمام هم غمم آینده ای غنی و ثروتمند و البته تاکید می کنم در تنهایی بود. همه چیز خوب پیش می رفت، تا اینکه بی وجدان ها سرم کلاه گذاشتند. خانه ای که به تازگی خردیم را به دو نفر فروخته بودند. من و مردک شلخته ی اسمش را نبر که ثانیه ای ماندن در کنار او برایم عذاب آسمانی بود…

دانلود رمان تجسد نوشته نسترن اکبریان و فاطمه عیسی زاده

خلاصه کتاب:

نام رمان تجسد

نویسندگان: فاطمه عیسی زاده، نسترن اکبریان

ژانر:  جنایی_طنز و عاشقانه

خلاصه رمان تجسد:

بوی گس تعفن، عطر تلخ مرگ و بوی نای تنهایی، مزاج بی‌حس زندگی را کر کرده بود. در فنجان عاری از سیاهی، فال دستان بی‌گناهی درآمده که چرکین به هرسو چنگ می‌انداخت. مرگ؛ واژه‌ی نابی که در خانه‌ای تنگ، میان دستان بی‌حسی که بلور اشک از انگشتانش غلتیده می‌شد، بدل به زندگانی بود و خواب؛ مصیبتی که وهله را برای شکار حقایق در صید نگاهی نگران، باز می‌کرد.

پای خواب‌بازی که به میان می‌آمد، فریاد سکوت‌های خفه در حنجره، حواس را کیش‌ومات می‌کرد و افسار را به دست خوابگری می‌داد که نگاهش گیر نگاه‌های زخم‌خورده‌ی روزگار بود. ورق بُر خورد و قرعه به نام سرباز حاکم بر بازی افتاد که مشتش در گره‌ کور طالعی نحس برده بود. ته این قرعه بالاتر از سیاهی بدل بود و سرش منتهی به تک‌گل ساقه‌شکسته‌ای که گویا کلامش خفه در نگاه‌های پرحرفی بود که آفتاب، رنگ سکوت را به مردمک‌های ترسیده‌اش حکم می‌زد.  

  • کوالاجذاب ترین رمان وجود ندا......
  • مدیر سایتسلام و وقت بخیر از لینک زیر اقدام کنید: برای ثبت نام در انجمن، اینجا کلیک کنید...
  • لیاسلام یه سوال دارم چطوری می تونم توی انجمن ثبت نام کنم...
  • نیوشا نیکپورجای کار داشت ولی در نوع خودش واقعا تک بود تا حالا همچین ایده ای ندیده بودم تا وق...
  • sara zamaniسلام روز خوش رمان دلنشین و هیجان انگیزی بود خوندنشو به هرکسی که تردید داره توصیه...
  • زیباوای عالییییی...
  • ستاره درخشان نيا❤️خوشحالم که دوست داشتید روشنا جان...
  • Roshanaچقد از خوندن این رمان لذت بردم قلم خفن نویسنده باعث شد فضاسازی برام خیلی زیبا با...
  • ستاره درخشان نيامرسی ایلماه عزیزم😍...
  • ایلماهوایی رمان ستاره‌ی زیبام خیلی قشنگه موفق باشی...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان های اختصاصی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.